تبليغاتX
جنبش حمايت از احمدي نژاد استناد

 

 

لينکستان

:: دريافت اين قالب ::


رجانیوز
فوتبالی ها
رنك (رتبه ) وبلاگتون توي گوگل چنده
هواداران پرسپوليس
دكتر رحيم پور ازغدي و تبيين بديهيات ديني
وبسايت دكتر رحيم پور ازغدي
مشق شب
پایداری
عصر امام
اصولگرایی هنر نیست وظیفه است
چمرانامه
صهیون پژوه
خاتمی جون!
غرب شرقی یا شرق غربی
1300مقاله وتحقیق رایگان
یوزارسیف
برای ریحانه
معجزه هزاره سوم
فوق العاده
ahmadinejad-elect
عدالت پویان
يك نظر
جنبش پیامکی احمدی نژاد
16 آذر
رئیس جمهور محبوب من
چه کسی رئیس جمهور میشود؟
عاشقان ولایت
فقط عاشق ها بخوانند... یااباصالح فدات
اسرار قلم
تلالو
دولت یار
سحریار
بداهه(آخر ادبیات،بسیار خوش متن)

ما جوانان ايران زمين حماسه اي ديگر خواهيم آفريد   راي ما جوانان ايران زمين احمدي نژاد است .


لوگو ما

 

[blogtitle]

 

 


 لوگوي دوستان

 

 


آمار و اطلاعات


محل قرار گيري کد آمار


طراح قالب

 

 سايت رجايي

Desing By : parishani

 



موج سبز و كمبود خبر


قالب غالب مطلب زير طنز است به همين جهت موارد معدودي از اين مطالب ممكن است واقعيت نداشته باشد.


بعد از انتخابات و اون شكست سنگين و تاريخي جريان مدعي اصلاحات (كه ديگه زير مجموعه اي از مجموعه گشاد و بزرگ موج سبز(لجني) شده )‌ روزنامه هاي سبز لجني كه كلي هارت و پورت كرده بودن كه تو انتخابات پيروزند براي اينكه خودشون رو از تنگ و تا نيندازند و صفحات روزنامشون خالي نمونه كارهاي بزرگ و زير بنايي رو انجام دادن! اول گفتن تقلب شده اما اين كافي نبود آخه قبلا هم از اين حرفها زده بودن  و تيترش تكراري ميشد. اينجا بود كه اراذل و اوباش رو به صورت فله اي (كه براشون ارزون تر وايسه) اجاره كردن و گفتن يه دو تا بانك و ماشين آتيش بزنن و  4 تا آدم هم حالا بكشن ديگه ! بلكه مردم يه توجهكي بهشون بكنن . بعد هم توي روزنامه هاشون يه تيتر جذاب بزنن و بگن كه احمدي نژاد اين كارها رو كرده! بندگان خدا  در برابر حرفهاي برخي از ازخدا بيخبرها كه بهشون تهمت كودتاي مخملي و يك كاسه بودن با دشمن رو ميزدند مظلومانه به خدا پناه ميبردن و به خدا واگذارشون ميكردن درحالي كه عقيده داشتند مشكل دموكراسي در ايران اينه كه خدا هنوز نمرده است!!به همين دليل تصميم گرفتن كه خدا فعلا زنده باشه تا بعد ببينن چي ميشه آخي! طفلكي ها مونده بودن اين همه تشابه با دستورالعملهاي جين شارپ و جرج سوروس از كجا اومده ؟! در آخرهم به اين نتيجه رسيدند كه همذات پنداري عميق و عجيبي بين اونها و سوروس جون و شارپ جون(آخر صميميت و عطوفت) به وجود اومده! و به درك متقابلي با اين آزاديخواهان بزرگ و متدين رسيدند! و آمريكاي ناز و بشردوست و متحدان عزيزش رو دعا ميكردند و براي ثواب هم كه شده خبرهايي هم براي خبرگزاريهاي اونها ميفرستادن اما اين هم جواب نداد چون شوراي نگهبان متحجر! و وزارت كشور تروريست! هي جواب ادعاهاشون رو ميدادن!دوباره بي تيتر شدن! اصلا همش تقصير دولته كه اين بخش خصوصي رو درست واگذاري نكرده تا سهام اصل 44 با عدالت توي سفر كارمندها بين همه استانها حقوق ميدن!! (البته بدون گدا پروري) تا ديگه مشكل تيتر نداشته باشيم! لجني ها كه ديگه داشتن نااميد ميشدن به يكباره فكري به ذهنشون رسيد. گفتند ما يك شيخ و بزرگتري داريم كه هيچوقت هم حسابش نكرديم و هيچ كدوممون هم بهش راي نداديم ولي اين بار بريم ببينيم چي ميگه شايد يه بار هم كه شده مخش كار كنه! شيخ از همه جا بي خبر كه اين شوق و شور رو ديد نتونست در برابر اونهمه درخواست راهنمايي سكوت كنه و مجبور شد با اين كه چيزي بارش نبود اونها رو راهنمايي كنه . اينجا بود كه براي جا زدن خودش به عنوان ليدر اصلاحات و موج سبز وارد صحنه شد و گفت تجاوز شده. روزنامه هاي لجني (البته سبز لجني)كه چند وقتي بود خبري براي انتشار نداشتند و همه صفحاتشون جز صفحه اول تبليغ (البته فقط تبليغات خودشون و روزنامشون)و آموزش نماز جمعه! و مطالب تكراري بود خيلي خوشحال شدند و شيخشون رو تا ميتونستند دعا كردند ولي افسوس كه به دعاي گربه‌ي لجني بارون نمي اومد! اين بار قوه قضائيه ديكتاتور! هي جواب ادعاهاي شيخشون رو داد! اصلا انگار اينها بيكار بودن كه هي جواب اين ادعاها رو ميدادن تا اين بندگان خدا بي تيتر بشن .دوباره روزنامه ها مونده بودن كه چي چاپ كنن كه نه احمدي نژاد توش باشه و نه رفيقاش! ناگهان يه دونه از اون خيل بزرگاشون گفت براي اينكه از يادها نريم بهتره كه هي الكي بريم ديدن همديگه تا خبر اين ديدارها رو تيتر يك روزنامه هامون كنيم ولي شيخ مخالفت كرد و گفت اين ديد و بازديد ها هزينه داره الكي كه نميشه ؟! اون خيلي بزرگه گفت مگه پولهاي شهرام تموم شده؟ شيخ گفت نه ولي اينجوري پيش بريم تموم ميشه ديگه! خلاصه بزرگ شيخ رو راضي كرد كه فعلا از قرض الحسنه شهرام برداشت كنن بعدش خدا بزرگه ضمن اينكه پولهاي شهرام اونقدري هست كه حالا حالا ها ديد و بازديد كنيم و براي روزنامه هامون تيتر يك بسازيم! با بقيشم براي همه فك و فاميلامون سه تا سه تا ويلا و خونه و ماشين و ... بخريم و سفرهاي تمدن ساز و گفتگوساز بريم دور دنيا و ....

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 - 16:18 |


اندر ضرورت خلوت مدعيان امت در ارتفاعات دماوند يا طالقان


يكم- معمر قذافي رهبر بدون گارانتي ليبي در مجمع امم متحده چنان خطابه اي كرد كه اگر نبود شيرين عقلي او، تا حالا بعد از نصرالله و احمدي نجاد سومين درجه محبوبيت را در ميان اعراب حايز مي شد؛ ليكن بسكه مشت كوبيد بر اين ميز خطابه عنقريب بود دو نيم شود. مشاراليه شاكله شوراي امنيت را تروريستي شمرده، ابن لادن را نه عراقي و افغاني كه سعودي خوانده؛ به سر تا پاي سازمان امم متحده رطوبت عنايت نمود و كتاب قانون آن را به جانب بانكيمون پرتاب كرد تا بي قيمتي و فقدان ضمانت آن را فرياد كرده باشد؛ ليكن از آنطرف اعدام همتاي معدوم عراقي اش را محكوم و از طالبان حمايت نمود؛ به همين جهت است كه عرض شد شخصيت بيقاعده اي دارد. ياد آنجا افتادم كه در اجلاس سران اعراب باديه، ضمن يك توهم عليحده، خود را سلطان سلاطين عرب خوانده؛ يحتمل بعد از آن اجلاس هم با سران حزب سبز لجني ايران ملاقات نموده؛ ويروس خانمان برانداز توهم را طي يك ماچ عربي به اينان منتقل كرده باشد؛ شفاهم الله جميعاً.
دويم- خطبه احمدي نجاد در مجمع امم متحده، نتانياهوي صهيوني را واداشت تا براي هولوكاصت مدرك دست و پا كند و جداول و لوحاتي را بالاي سر ببرد كه به خداي صهيون قسم، هولوكاصت واقع شده است؛ ليكن بالمآل جواب اين سؤال را نداد كه اگر- فرضاً- هولوكاصتي هم بوده چرا دفع تاوان آن را به عهده فلسطين يك لاقبا گذارده ايد؟ اينهمه زمين حاصلخيز با باران فراوان در يوروپا و آمريكاي شمالي هست يهود را بدانجا كوچ مي داديد.
سيم- برچيدن سپر عقب و جلوي موشكي در يوروپا از جانب ايالات سابقاً متحده گرچه يمكن براي تأليف قلوب روس ها عليه ايران و توقيف فروش اس سيصد و بوشهر و ساير حمايت ها باشد ليكن در صوره قضيه اين چندمين بار است كه ننگ ميراث پلاسيده بوش را با رنگ دموغراتيك مي پوشانند. تعطيل غوانتانامو و دستور خروج از عراق، سابقاً واقع شده بود و بعد از اين هم يحتمل تا تحويل رجوي ها و اسلام آوردن هيلاري خاتون پيش برود.
چهارم- دگرديسي تئوريسين اصلاحات ايراني و بيان آن در تلفزيون، نه فقط جايي براي بچه بازي اقليت مزاحم جرزن باقي نمي گذارد بلكه لازم مي كند ساير سران، قبل از توقيف قطعي، مدتي را در ارتفاعات دماوند يا طالقان با خود خلوت كرده ضمن استغفار بدرگاه الهي به رفتار طفولي در عين شيوخي خود بازنگريسته، نادم شده، ياد فشار قبري كنند كه سخت جانكاه است بلكه خدا ببخشد، كيهان كه نمي بخشد.
پنجم- يك طفل فراري و چند جوان تازه مرحوم در محله مسكوني اين ميرزا موجود بوده، جان مي دهند براي صناريوسازي.مشاراليهم واجد كليه شرايط فيلمنامه هاي آقايان بوده آماده معرفي اند ليكن روشن است كه خرج دارد. فقط از هر محلي كه مي خواهيد بدهيد از محل وجوهات شرعيه نباشد لطفاً. اگر از پول هاي شهرام جزيره العرب چيزي مانده، هم طعم ملسي دارد هم راحت الحلقوم تر است.
ششم- وزارتخانه هايي كه فعلاً بلاصاحب و بلاوزير مانده اند صلاح نيست به همين منوال بمانند. تا اسپنديارخان مشاءالدوله در عالم وجود است و يكي دو اشتغال بيشتر ندارد جايز نيست اين وزارتخانه ها باري به هر جهه اداره شوند و از طرفي ظرفيت هاي مكتوم آقا بلااستفاده بماند. پتانسيل ايشان بحمدالله خيلي بيش از اينهاست؛ آن دستورالعملي هم كه از قول خواجه نظام الملك نقل شد كه «مردي و كاري»؛ روشن است كه مربوط دارد به قرن پنجم هجري و فعلاً كه قرن 41 بلكه 51 هست منسوخ شده و از آنجا كه خلاف مرامنامه ماست لازم است به ديوار كوبيده شود.
هفتم- در تكذيبيه احدي از اكابر رفرميست هاي مملكت آمده است كه ايشان ملاقات مكرر با آقاي صوروص لطيف و مخملين را رد مي كنند. به شيوه منطق دانان، مفهوم مخالف اين جمله آن است كه يكي دو سه ملاقات، صورت گرفته و مبرهن است كه بر يكي دو سه بار، وصف «مكرر» صدق نمي كند. لذا ايشان كه نخواسته روزه اش افطار شود طفلك راست گفته؛ عيب از كم سوادي امثال اين ميرزاست كه منطق و فلسفه را خوب نخوانده، در مكتبخانه اكابر «مكرر» فلك مي شده ايم. در لحظات پسيني كه مي خواستيم اين راپورت را بطهران فكص نماييم خبر آمد جناب صوروص هم ملاقات را تكذيب كرده. والله من هم مشكوك شده ام كه در اين صوره ، آن سخناني كه از جناب ايشان در خيابان پنجم نيويورك و در كاروانسراي «ترامپ» صادر شد چه بوده و پشت حجاب اين تأييدها و تكذيب ها چه مي گذرد. عجالتاً قاعده استصحاب جاري ساخته، يقين سابق را به شك لاحق نمي آلاييم. العهده علي الراوي.
هشتم- شيرين به اصطلاح عبادي از ائمه كفر هم سبقت گرفته پريروز در مباحثه با جريده طايمز از نحوه مقابله بريطانيا و مغرب با ايران گلايه كرده كه چرا سفارتخانه ها را نمي بنديد، تحريم را غليظ و پول ملت ايران را توقيف نمي كنيد. مصرع: «هان اي شرم! سرخي ات پيدا نيست.» عجوزه مذكوره عنان خود و كلام خود را تا بدانجا رها كرده كه صداي كفار هم درآمده كه چه خبر است؟ ما هنوز به اينجايي كه تو رسيده اي نرسيده ايم. وي در خاتمه اميدوار بوده كه به ايران رجعت بنمايد. به نظر مي رسد محبس كهريزك با كليه خواص و عوارض آن- تأكيد مي كنم با انواع مضيقه ها- براي رجعت ايشان مكان مناسبي باشد.
ميرزاقلي خان راپورتچي

منبع : كيهان 88/7/4

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ شنبه چهارم مهر 1388 - 13:31 |


از همه رقم! ،همينجوري!

سلام . حلول ماه پربركت رمضان رو تبريك ميگم . انشاءالله كه به لطف حضرت حق ، بتونيم بهره كامل رو از فضاي معنوي اين ماه ببريم. بعد از مدتها به روز شدم . هنوز به سياست علاقمندم و روزي نيست كه دنياي سياست و تحولات و اظهارنظرهاي شخصيت هايش رو رصد نكنم . تشكيل كابينه ، معرفي وزرا در سيما ، هلو بودن برخي افراد ، تهمت حرومزادگي ، وزير زن و اظهار نظرهاي علما و نمايندگان راجع بهش ، ديدار رهبر و دانشجويان و سخنان كليدي مطرح شده در اين ديدار ، فريبكاريهاي برخي و چسبوندن خودشون به ولايت براي گذران اموراتشون ، سنگ اندازيهاي مخالفان سنتي رئيس جمهور در معرفي كابينه و درخواست صحبت در صدا و سيما ، دادگاه چهارم و اعترافات تكان دهنده و بيانيه هاي مضحك و مملو از دستپاچگي احزاب و افراد متهم و ... . همه و همه رو ميخونم و تحليل ميكنم و خلاصه اگه يه روز اين مسائل رو پيگيري نكنم اون روزم شب نميشه! اما چه كنم كه نوشتنم نمياد‍! به روز شدنم نمياد! حتي حوصله به وبلاگ سر زدن رو هم ندارم! از همه دوستاني كه نظر دادند و من نتونستم براي تشكر يا خوندن مطلبشون بهشون سر بزنم واقعا عذر ميخوام كه معذرت ميخوام! مخصوصا از آقا اميد گل كه توي اين مدت كه همه از وبلاگ نااميد شده بودند و آمار بازديد كم شده بود ، هميشه اين آقا اميد بود كه با حضور سبز (البته نه اون سبز ريا!) خودش اجازه نميداد عدد حك شده روبروي عبارت بازديد امروز ، صفر بشه! ممنون.

يه نكته اي هم راجع به اعتراض علما به انتخاب وزير زن به ذهنم رسيده كه جالبه! برخي علما فرمودند كه با اين كار مخالف اند كه البته تا اينجاش مشكلي نيست به هر حال اونها دين رو بهتر ميفهمند ما هم قبول ميكنيم اما مشكل دلايلي است كه اين بزرگواران براي مخالفت خودشون بيان كرده اند . به عنوان مثال عده اي گفته اند وزير زن با مردان زيادي كه تحت امر او هستند رابطه دارد و اين مفسده ايجاد ميكند . اولا كه با اون پوشش و سطح حجاب و اون تحصيلات و تخصص وجديت در كار كه در وزراي پيشنهادي زن ديديم بعيد است مفسده ايجاد شود ولي به فرض كه اينگونه باشد پس چرا اين علماي بزرگوار هنگامي كه يك زن به رياست سازمان محيط زيست برگزيده شد (چه در دولت قبل و چه در دولت فعلي) هيچ اعتراضي نكردند آنجا هم يك سازمان گسترده است با كلي پرسنل مرد كه بايد تحت امر خانم سرپرست باشند! آنجا مفسده نداشت ؟ فقط مشكلمان كلمات است؟ وزير يا رئيس سازمان! چه تفاوتي دارد قضيه همان است! اگر حضور زن در ميان مردان گناه است و خلاف شرع پس چرا به نمايندگان مجلس اعتراضي نميشود و به زنان اجازه داده ميشود كه وكالت مردم را در خانه ملت بپذيرند؟ اگر تحت امر بودن مردان در برابر يك زن مفسده دارد پس چرا اجازه داده ميشد زنان به رياست سازمانها انتخاب شوند؟! به نظر ميرسد برخي از اطرافيان برخي علما مسئله رو به طور دلخواه براي اين بزرگواران بيان داشته اند تا ايشان را وادار به موضع گيري دلخواهشان كنند وجنگ جديدي عليه منتخب ملت راه بياندازند!

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ جمعه ششم شهریور 1388 - 12:29 |


حتی با دشمنانتان بی انصافی نکنید!

انتصاب مشایی به معاون اولی از سوی دکتر با وجود اینهمه حساسیت (بی مورد یا بامورد) بدون هیچ توضیحی مطمئنا کار صحیحی نبود و صدالبته انتقادات قبلی ما به دکتر راجع به این مسئله سر جای خودش باقی هست . اما در مورد این این انتصاب گفتنی های دیگری هم وجود دارد که مغفول مانده است. یکی اینکه این انتصاب نکات مثبتی هم داشت! از جمله اینکه ثابت کرد دکتر به آنچه اعتقاد دارد قاطعانه عمل میکند و هرگز خوش آمد دیگران را در نظر نمیگیرد و رسوا کرد دروغگویانی را که اقدامات دکتر (از قبیل بوسه به دستان رنجور افراد مستضعف و مسن) را پوپولیستی و ریاکارانه میخواندند. به وضوح پیداست که عده کثیری از حامیان و رای دهندگان به دکتر با این انتصاب و شخص مشایی مشکل داشتند و کودکان نیز از این قضیه مطلع بودند چه رسد به دکتر . اما ایشان با این انتصاب پیشاپیش خود را برای انتقادات فراوان ، دلگیر شدنها ، طعنه ها و زخم زبانها آماده کرده بودند . در حالی که میتوانستند از ابتدا دست به اینکار نزنند و یا با یک اقدام پوپولیستی در میانه راه و به بهانه ارج نهادن به مخالفان این انتصاب را ملغی اعلام کنند و ندای زنده باد مخالف من سر داده و گوش عالم را کر کنند!

دومین مسئله راجع به این انتصاب عکس العمل بزرگان اصولگرا و اقدامات افراطی آنها بود که مصرانه در پی تحمیل نظر خود به رهبری و دکتر بودند (هرچند من با آنها هم نظر بودم یعنی این انتصاب را قبول نداشتم) . به عنوان مثال فراکسیون روحانیون مجلس تهدید میکند که اگر رئیس جمهور در این مورد تجدید نظر نکند با رهبری دیدار خواهد کرد!! خب! این کار چه معنی میتواند داشته باشد؟ رهبری عزیز خودشان اوضاع کشور را بهتر از همگان با اشراف کامل نظاره میکنند و اگر این انتصاب واقعا اینهمه هزینه برای دولت و کشور داشته باشد خودشان قبل از توصیه دیگران حکم به کان لم یکن شدن این انتصاب میدهند. البته حق انتقاد برای همه محفوظ است بنده نیز به این اقدام دکتر در همین وبلاگ انتقاد کردم . همه انتقاد کردند اما اینکه تهدید کنیم ، تحمیل کنیم ، بی انصافی کنیم و .... حقیقتا غیر قابل قبول است. برخی که پا را از این هم فراتر گذاشته و دکتر را یک شبه و بدون در نظر گرفتن سابقه درخشانش، ضد ولایت و فردی عجول و بی خرد جلوه دادند. برخی با بی حوصلگی و بدون شکیبایی لازم سریعا خود را در جبهه مقابل دکتر فرض کرده ، دکتر را دشمن خود شمردند. در حالی که برای همه مثل روز روشن بود که دکتر ، امر ولایت را هرگز بر زمین نخواهد گذاشت و علت این تاخیر نیز همانطور که مدیر مسئول روزنامه کیهان توضیح دادند،جلسات متعدد دکتر با رهبر و تلاش برای متقاعد کردن ایشان بوده است. شاید بعضی دوستان با این مطالب موافق نباشند اما کمی تامل در متن الفت بر انگیز و سرشار ازمهر نامه رهبری به رئیس جمهور مبنی بر عزل مشایی و سخنان دیروز ایشان مسئله را روشن تر خواهد کرد.

به نظر میرسد پس از سخنان روز گذشته رهبری در جمع قاریان و تاکید چند باره ایشان بر وحدت بر همه مدعیان ولایتمداری لازم است این قضیه را تمام شده حساب کنند و به تنشها و سرخوردگیها پایان دهند مخصوصا با اصرار عجیب دکتر بر بکارگیری مشایی در دولت،ادامه این فشارها تمامی آرمانهای عدالت طلبانه و انقلابیمان را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

 با انصاف باشیم و به برای یک امر ، صلاحیت های اشخاص در مسائل دیگر را نفی نکنیم!

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ یکشنبه چهارم مرداد 1388 - 8:41 |


آخه چرا دکتر! چرا؟!

با نهایت وجود ، متاسفم که مجبورم به شما انتقاد کنم دکتر! واقعا دل ما رو به درد آوردید.  آقای دکتر من شخصا در مورد عملکرد مدیریتی آقای مشایی اطلاعی ندارم ولی اینقدر به شما اعتماد و ایمان دارم که وقتی شما وی را به عنوان معاون اول برمیگزینید باور کنم که مشایی تواناست و لایق چنین پستی. اما سخن اینجاست که چرا با این همه حساسیتی که در جامعه نسبت به مشایی هست اینگونه عمل کردید؟! چرا تعجب همگان را برانگیختید؟ مگر مقام معظم رهبری نفرمود بهانه دست مخالفان برای تخریب ندهید؟ شما که میدانید عده ای فقط نشسته اند تا از کاهی کوه بسازند ! چرا اینها را در نظر نمیگیرید ؟! این بی اعتنایی بیش ازحد شما به معاندانتان ، این قاطعیت لجام گسیخته ، این توجه زیاد به شایستگی های افراد برای انتخابشان ، نباید موجب بی توجهی به مقبولیت عمومی شود . مقبولیت عمومی یک فرد هم عنصر بسیار تعیین کننده ای در انتخاب او به عنوان مشاور و معاون و ... است . دکتر چرا این قاطعیت را تعدیل نمیکنید؟! دکتر چرا به بدخواهان فرصت پوزخند و لجن پراکنی میدهید؟ "این بود انتخاب ملت؟! .... تعجیل احمدی نژاد...اقدامات غیرکارشناسی ادامه دارد...خود رایی..." اینها نمونه ای از القائات و اظهارات معاندان و مخالفان فرصت طلبتان و بعضا دوستانتان بود. اینها قابل پیش بینی نبود دکتر؟! من هم عقیده دارم اصولگرایان بی دلیل بحث مشایی را به یک بحران تبدیل کردند و خواستار عزل وی بودند و اتفاقا عکس العمل رهبری هم این دیدگاه را تایید میکند آنجا که فرمودند: (قریب به مضمون)"یه کسی یک اظهار نظری کرده ! که البته غلط هم بوده ! دیگه اینهمه ادامه دادن و بحث وجدل سر یک اظهار نظر لازم نیست". اما دکتر عزیز ! به هر حال این حساسیت در جامعه به وجود آمده است . چرا به آن توجه نمیکنید؟! آیا نمیشد قبل از آن افکار عمومی را کمی آماده میکردید و دلایلتان را برای این انتخاب توضیح میدادید؟ آقای شریعتمداری خطاب به شما گفته است :"شما چه امتیاز و ویژگی مثبتی در آقای مشایی میبینید که دیگران قادر به دیدن آن نیستند؟!"ولی مطمئنا شما از همه نسبت به عملکرد اطرافیانتان باخبرتر هستید و لابد ویژگیهایی در مشایی دیده اید که اینگونه دست به ارتقای جایگاه وی زده اید ولی من میگویم : شما چطور عیوب مشایی و حساسیت عمومی نسبت به وی را که همه می بینند، نمی بینید؟!

دکتر جان! هنوز هم یک دل و همدل ایم! و تا آخر باشما هستیم . اما خواهشا هرچه سریعتر به تنویر افکار عمومی در مورد این انتخاب و دلایل لابد بسیار محکمتان بپردازید. ذره ذره آب میشویم وقتی زخم زبانهای دشمنانتان را می شنویم و دفاعی نداریم! دکتر ! این بار دیگر دفاعی نداریم!

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388 - 13:0 |


دوست را به خاطر یک خطا دشمن فرض نکنید؟!!

چند وقتیه میخوام این مطلب رو بنویسم ولی متاسفانه فرصت دست نداده بود . رهبری در سخنان اخیرشون فرمودند "دوست و دشمن رو اشتباه نگیرید .... دوست را به دلیل یک خطا دشمن نگیرید" . مسئله اینجاست که مقصود رهبری عزیز از این جمله چه بوده است ؟ آیا این جملاتشان ناظر بر آقای موسوی است که به علت خطاهایش نباید دشمن شناخته شود؟! آیا این یک حقیقتی است ؟! یا شبیه آن چیزی است که رهبری بزرگوار با آقای هاشمی انجام دادند و با فداکاری و گذشت ایشان را از مرگ و انزوای سیاسی نجات دادند؟ یعنی "املاء و استدراج" ؟! یا یا چیز دیگری است.... به هر حال من تحلیل ها و نظرات مختلفی رو در ذهنم مرور کردم و بسیار مشتاقم نظر شما رو هم راجع به این سوال بدونم . براستی تحلیل شما از این جمله چیست : "دوست را به دلیل یک خطا دشمن نگیرید"؟!

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 - 23:57 |


من یکی که قانع شدم که تقلب شده!

من یکی که قانع شدم که تقلب شده!

توی خیابون داشتم میرفتم که کامبیز رفیق قدیمی و صمیمی رو دیدم و باهاش راجع به انتخابات و وقایع بعد از اون بحث کردم . بعد از اون واقعا قانع شدم که تقلب شده. یه کم طولانیه اما بخونیدش می ارزه که شما هم حقیقت رو بفهمین و قانع بشین که تقلب شده!
علی: به !! سلام کامی جون!
کامبیز: سلام داش علی! حالاتت چطوره؟ احوالاتت خوبه؟ پیدات نیست ؟ میترسی بیای بیرون؟! هه هه هه !!!
علی: آره دیگه از دست شماها حبس شدیم تو خونه! چقدر بهت گفتم به این موسوی رای نده!! بفرما چی شد؟ دیدی حالا؟ کشور رو داره به فلاکت میکشونه! بابا مرد باش، شکست رو قبول کن!
کامی: چی؟!! موسوی داره کشور رو به فلاکت میکشونه؟ یا احمدی نژاد که ورداشته هر چی پلیس و بسیجیه ریخته به جون این ملت؟! ما شکست خوردیم ؟ ما مرد باشیم؟ شماها با اون گداپرور زشت چرک دروگوی نکبت خرافه پرست مرد باشید و تقلب نکنین!! این فیلم رو دیدی؟ (موبایلشو در آورد و نشونم داد) ببین بسیجیه تیر میزنه به این زن بدبخت و میکشتش؟ میبینی؟!
علی:اووووه کامی جون! حالا چرا جوش میکنی؟! با یک فیلم ساختگی میخوای بگی 11 میلیون تقلب شده . آمارش لو رفته نمیدونستی بدون! این فیلم به سفارش یکی از خبرنگارهای خارجی ساخته شده تو از کجا با قاطعیت میگی طرف توی فیلم بسیجیه؟! چون شبکه های خارجی گفتن؟ چون ربع پهلوی گفته؟ از کی تاحالا اینها دوستهای ما شدن؟!
کامی: اصلا بیا بحث کنیم مستدل و منطقی! هرکس کم آورد باید قبول کنه که طرف مقابل راست میگه و قانع بشه! قبول؟
علی: باشه به شرط اینکه واقعا مستند حرف بزنی و واقعی نه احساساتی و با چند فیلم و تصویر!
کامی: باشه! من شروع میکنم. قبول داری خیلی جاها از 100 درصد بیشتر رای دادن؟ یعنی از جمعیت اون حوزه بیشتر رای به صندوق ریخته شده؟!! و خیلی از نماینده های موسوی رو کارت بهشون ندادن؟ و خیلیها هم که کارت داشتن رو اخراج کردن؟!
علی: تو دانشجویی کامی جون! قشر فرهیخته ی این مملکتی چرا اینقدر راحت سر کار میری؟ چطور تو دوره های قبل از این اتفاقات می افتاد عیبی نداشت و انتخابات سالم بود؟ تو همین دور قبل که خاتمی اونرو برگزار کرد یه قلم توی شهرری بیش از 700 درصد رای دادن! چطور هیچکس نگفت انتخابات باید ابطال بشه؟! این مسائل تو همه ی دوره ها بوده دلیلشم اشتباهات آمارگیری،جمعیت مسافر و شناور و عدم وضوح مرز جمعیتی مناطق بوده و هست . در مورد ناظران هم اگر موسوی راست میگه بیاد ناظراش رو هم بیاره بگه برای این چندتا کارت صادر نشد! اون چند تا روهم اخراج کردن و اینقدر هم ناظر باقی موند سر صندوقها ! تا بشه جواب داد نه اینکه کلی حرفت بزنه و بگه ناظرهای من نبودن و فلان و ... ایشون توی 90 درصد صندوقها ناظر داشته خب مگه چندتاشون اخراج شدن؟ چرا ناظران اخراج شده نمیان شهادت بدن که مارو بیخودی انداختن بیرون؟ بعدم ناظران موسوی اخراج شدن ناظران کروبی و رضایی چی؟! اونا که بودند و مطمئنا احمدی نژاد با وجود اونها نمیتونسته 11 میلیون رای رو جابجا کنه ؟! محض اطلاع شما کلا به طور متوسط در هر صندوق 16 نفر اعم از ناظران شورای نگهبان و مجریان انتخابات که معمولا معتمدان محل هستند حضور داشتن ؟ چطور ممکنه که این 16 نفر یا حداقل 10 نفر از این 16 نفر همه احمدی نژادی باشن و 11 میلیون رای رو جابجا کنن؟!!
کامی: اصلا ببین بر فرض که اینها رو هم تو درست بگی ، احمدی نژاد با حرفهای قبل از انتخاباتش مردم رو گول زد! باعث شد بهش رای بدهند!
علی: آهان! پس صورت مسئله عوض شد؟ یعنی تقلب نشده! مردم رای دادند ولی گول خوردن و رای دادن ؟!
کامی: نه نه ! تقلب هم شده ! گول هم خوردند!
علی: مرد حساب شده! احمدی نژاد مردم رو گول زد؟ یا موسوی! یادت نیست چقدر به رئیس جمهور این مملکت توهین کرد و علنا اونرو دروغگو خواند . همه دیدیم کی دروغگوئه کافی بود یه سر میرفتی تو سایت آمار ایران یا بانک مرکزی و یا اضهارات رئیس بانک مرکزی رو میخوندی! رهبری هم که جمعه دروغگو نبودن احمدی نژاد رو تایید کرد؟! لابد این احمدی نژاد بود که باوعده قانونگرایی کلی رای جمع کرد؟! با وعده اخلاق مداری قریب به 13 میلیون آدم رو گول زد؟ خداوکیلی این کارایی که این آقا میکنه قانونگرایی هست ؟! اخلاق مداری هست؟!
کامی: ببین علی جون! واقع بین باش . موسوی دروغ مصلحتی گفت برای نجات کشور(!) برای اینکه کشور از دست تحجر و دیکتاتوری نجات پیدا کنه!
علی: کدوم تحجر و دیکتاتوری؟! پس قبول داری که موسوی دروغ گفت؟ یعنی قبول داری که آمارهای احمدی نژاد راست بود؟ خب!کامی جون! اون متحجری که بتونه توی 4 سال اینهمه کشور رو نسبت به دوره های مشابه رئیس جمهورهای قبلی ارتقا بده می ارزه به هزار تا روشنفکر!
کامی: ببین علی! احمدی نژاد آدم بدی نبود . نیت خیری داشت به همین دلیل هم کارهای خوبی انجام داد اما کارهای بدش خیلی بد بود . این آدم داشت به ما ضربه میزد آبروی ما رو تو دنیا برده بود. دیکتاتوری راه انداخته بود...
علی: پسر خوب! کی داره به کشور ضربه میزنه؟ ببین الان ما باید مدام بکوبیم توی سر غربیها که آقا شماها با اون همه ادعای دموکراسی،تا حالا فقط 30 درصد،50درصد یا فوقش 60 درصد مشارکت داشتین اما ما که شماها ادعا میکنید دموکراسی بلد نیستیم و نداریم 85 درصد مشارکت داشتیم . اونها هم از همین میترسن اما موسوی باکارهایی که کرد معادله رو برعکس کرد و این ضربه زدن به کشوره. دیکتاتوری اینه پسر خوب! کامبیز جون من دوستتون دارم! چقدر انحراف از مواضع امام! برگردید به مواضع امام!(دوتائیمون زدیم زیر خنده) مسئول اینهمه خسارت به شهرداری و جنایت و آدم کشی کیه ؟! اونی که تهییج کرد ملت بیان تو خیابونا و به فرصت طلبها فرصت اغتشاش داد و حتی هنوز هم نمیاد درست و حسابی اینها رو محکوم کنه و خودش رو بکشه کنار! این قانونگرای اخلاق مدار! چرا از اول اگه شورای نگهبان رو قبول نداشت اصلا اومد تو گود!؟ الان هم اگه شورای نگهبان رو قبول نداره حداقل مدرک معتبرش رو که نشون میده 11 میلیون رای جابجا شده رو بزنه توی یکی از سایتهاش تا مردم بفهمن تقلب شده! چرا اینکار رو نمیکنه ؟! چون دستش خالیه مدرکی نداره و به همین دلیل مدام درخواست میکنه ملت گزارش تخلفات رو براش بفرستن! این آقا در یک اقدام مضحک و بی سابقه جمعه شب در حالی که هنوز توی بسیاری از حوزه ها، رای گیری ادامه داشت ساعت 11:30 شب!!!! کنفرانس گذاشته با حضور چشمگیر خبرنگارهای رسانه های خارجی !!! و رسما اعلام کرده که من پیروزم چون ناظرانم بهم گزارش دادند! بعد همین آقا مدعی شده که ناظری سر صندوقها نداشته! خب اینکارها چه توجیهی داره ؟ معنیش این نیست که موسوی مشکوک میزنه ؟ از اول و از وقتی شکستش رو حتمی دیده دنبال آشوب و کودتا بوده؟ اصلا کلا آدم مشکوکیه؟ اون از استعفای بی موردش در شرایط سخت جنگی که به جای اینکه به امام بده ، داد به رسانه ها که باعث تضعیف روحیه ملت و غوغای دشمن شد! اونهم از اون گزارش عجیب و غریب و مشکوکش که منجر به نوشیده شدن جام زهر شد ! اونهم از حرکات و بی قانونی هاش که با نماینده های مجلس وقت کرد و مخالفتهایی که با رئیس جمهور وقت یعنی آقای خامنه ای کرد و این هم از بی قانونی ها ، دشمن شادکنی ها و ... الانش!!!
کامی: آقا جون اصلا گیریم موسوی خائن و جاسوس و منافق! رضایی رو چی میگی؟ اون که دیگه هم مسلک خودتونه ! اونهم اومد اعتراض کرد پس یه چیزی بوده که اونهم اومده! بعد هم که دید فایده نداره ، اعتراضش رو پس گرفت. بفرما این هم قانونگرایی ایشون این رو چی میگی ؟!
علی: من میام به تو تهمت دزدی میزنم و بعدشم کل محل رو پر میکنم که کامبیز دزده و دزدی کرده . بعد میریم پیش قاضی و در حین بررسی این قضیه توی دادگاه و در حالی که داره نتایج خوبی حاصل میشه و کم کم داره معلوم میشه که دزدی نشده و تو دزد نبودی یهو من بگم جناب قاضی ولش کن! برای مصالح محل و خانواده کامبیز بهتره که موضوع رو خاتمه بدیم. من شکایتم رو پس میگیرم . این مردونگیه ؟! این عین نامردیه! من اومدم به تو یه تهمت زدم یه شبهه انداختم تو دل کل محل و همه به تو یه جور دیگه نگاه میکنن . حالا که داره معلوم میشه که خالی بستم فلنگ رو ببندم و برم!؟ اون قاضی باید قاطعانه اجازه نده و تا آخر شکایت رو رسیدگی کنه. کی گفته رضایی هم مسلک ماست . فقط میخواد خودش رو قانونگرا و خوب و اصولمند و با اخلاق نشون بده. جهت اطلاع شما شورای نگهبان مقداری از شکایت رضایی رو تا قبل از انصراف رسیدگی کرد و صندوقهای بازشماری شده با حضور نماینده ی رضایی هیچگونه تخلفی رو ثابت نکرد! آقای رضایی اگه مرد بود و با اخلاق میگفت به دلیل صحت انتخابات اعتراضش رو پس میگیره نه برای مصالح کشور! کدوم مصالح ؟ الان که دیگه اوضاع آروم شده. میخواد بگه تقلب شده بود ولی من به خاطر کشور از حق خودم دست کشیدم.
کامی: ایشاالله خود خدا حقیقت رو معلوم کنه و هممون رو هدایت کنه ! ول کن بابا از خودت بگو!
علی: آهان ! این حرفها یعنی اینکه قانع شدی که تقلبی صورت نگرفته دیگه ؟!!
کامی: من اینو گفتم ؟! تقلب که حتما بوده ولی الان دیگه حوصله ی بحث ندارم ! یه چیزایی هست که تو نمیدونی و حوصله ندارم اینجا بازشون کنم !
علی: آهان! تعارف نکن میخوای من قانع بشم که تقلب شده؟!
کامی: آره! باور کن داری اشتباه میکنی علی ! باور کن تقلب شده!
علی: ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! بوم!!(پکیدم یعنی ترکیدم از زور تعجب)
اینطوری بود که من قانع شدم که تقلب شده! شما چطور؟ هنوز قانع نشدین؟!

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ پنجشنبه چهارم تیر 1388 - 13:44 |


بی قانونی های مرد قانون !

بی قانونی های مرد قانون!

واقعا متاسفم! از وضعیت اسفناک پیش اومده واقعا متاسفم! یک بغض بزرگتر از همه تهمت ها ، دروغها ، ناسزاها ، فریبها ، بی قانونیها و همه روشهای کثیف انتخاباتی سرتاسر وجودم رو اشباع کرده! بغض بزرگ دشمن شاد شدن!

با کمال تاسف جناب آقای موسوی با آن سابقه ی (شاید به ناحق) خوش با اقدامات کودکانه و شتابزده خود دشمنانمان را شاد کرد و این در یک شرایط عادی نبود . این در زمانی اتفاق افتاد که دشمن از حضور بی سابقه و بی نظیر ملت ، پای صندوقها و مشارکت عظیم مردم ایران شوکه و درمانده شده بود . تا جایی که رسانه استکباری فاکس نیوز که سالهاست از انتشار حضور مردم در انتخابات گوناگون خودداری میکند ، مبهوت ، تصاویر حضور دشمن کش ملت را به جهانیان مخابره کرد. مشارکت 85 درصدی ، در تمام دنیا کم نظیر است و شنیده های من حاکی از آن است که میزان مشارکت مردم در آمریکا با آن ادعاهای گوش فلک کر کن دموکراسی و آزادی ، در زمان انتخاب اوباما تنها 65 درصد بوده است . متاسفانه در حالی که ملت ایران در حال آماده شدن برای جشن بزرگ پیروزی در برابر دشمن بودند و شاد و باطراوت ، پشتوانه ی عظیم سیاسی نظام (مشارکت 85 درصدی) را به نظاره نشسته بودند بیانیه های پی در پی جناب موسوی و دامن زدن ایشان به اغتشاش و تحریک افکار همسو ، این پیروزی عظیم را در کام ملت تلخ کرد . البته باید گفت که انصافا اکثر هواداران جناب موسوی که بنده و هرکس دیگری با آنها سر و کار دارد و زندگی میکند هرگز اهل آشوب و آتش و کشت و کشتار نیستند ولی انتقاد ما به آقای قانونمدار! و مرد بزرگ اخلاق! این است که چرا با بیانیه های کودکانه ی خود احساسات پاک طرفداران خود را تهییج کرد و آنها را به خیابان کشاند؟ این همان چیزی بود که دشمن و رسانه های بیگانه میخواستند تا به مخاطبان سردرگم و شوکه شده ی(از حضور بی سابقه ملت) خودشان القا کنند که انتخابات ناسالم بوده و مشارکت 85 درصدی دروغ رژیم ایران است و جبهه استکبار سپس با بسیج کردن اراذل و اوباش و دیگر نیروهای خود در شرق و غرب کشور اقدام به آشوب و کشت و کشتار نمود تا خوراک رسانه های همسو را جور نماید و با نمایش مداوم صحنه های اغتشاش و درگیری ، افراد بزدل و خبیث اجیرکرده ی خویش را ملت ناراضی از نظام جا بزند! خوشبینانه اگر فکر کنیم و احتمالات رعب آور و تاسف برانگیز دیگر را در نظر نگیریم در میابیم که آقای موسوی برای فرار از شکست به هر روشی متوسل میشود (همانطور که برای پیروزی متوسل شد) و آنقدر قدرت تحلیل سیاسی ندارد که متوجه بازی خود در زمین دشمن شود!

جناب قانون مدار! راه اعتراض ، تهییج افکار و احساسات پاک هواداران و شادکردن دشن و ساخت سوژه برای آن نیست. شما که می فرمودید حتی اگر قانون اشتباه است باید ابتدا آنرا عمل نمود و سپس از راه های قانونی به تصحیح آن اقدام نمود. حال شما را چه شده که به قانون درست یا غلط مملکت مبنی بر طرح اعتراض در شورای نگهبان و ارائه سند و دلیل محکم پشت کرده و پس از آشوب و اغتشاش آنهم با دست خالی به آن عمل میکنید . یکی از دلایل شکستن سکوت بیست ساله تان را برهم زدن قواعد بازی معرفی نمودید . شما را چه شده است که برخلاف قواعد بازی انتخابات و دموکراسی ، قبل از انتخابات در نشستی خبری و رسمی از پیروزی حتمی خود در انتخابات خبر میدهید که این کار در نوع خود در همه جای دنیا بی سابقه است ، آیا این اعمال و رفتار شبیه اقدامات دیکتاتورهای قدرت طلب نیست ؟! بنده با صراحت اعلام می کنم اگر تقلب تعیین کننده و بی سابقه ( در همه دوره ها تخلفات جزیی و غیر تعیین کننده رخ داده است) در انتخابات رخ داده باشد که مسئول آن احمدی نژاد باشد اولین کسانی که او را به زمین میزنند و به عمر سیاسی و اجتماعی او پایان میدهند بنده و بقیه هواداران دکتر خواهند بود . ملت با کسی عقد اخوت نبسته اند! اما براستی امکان تقلب 11 میلیون رای در انتخابات ایران وجود دارد ؟ بی صبرانه در انتظار پاسخ شورای نگهبان به شکایات سه نامزد و همچنین سخنان تعیین کننده رهبری در روز جمعه می نشینیم . امیدوارم مرد قانون و اخلاق و رعایت قواعد بازی! در صورت تایید انتخابات توسط شورای نگهبان ، سر تعظیم در برابر قوانین کشور فرود آورده و شکست را بپذیرد که در غیر اینصورت ملت ... .

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 - 22:14 |


بر باد رفتن آرزوها در دقیقه نود

بر باد رفتن آرزوها در دقیقه نود
اگر چه خبرگزاری فارس رسما از جلسه ی هماهنگی حامیان میرحسین و کروبی (بهشتی و عبدی) برای مناظره خبر داد اما خبرهایی از گوشه و کنار مبنی بر دیدار محسن هاشمی با دو کاندیدای مذکور و تهییج و آموزش آنها میرسید . البته این هماهنگی چندان پسندیده و اخلاقی به نظر نمی رسد و بیشتر به فریب مردم میماند که از سوی مدعیان اخلاق و گردش آزاد اطلاعات سر زده است . این مناظره که فقط و فقط محاکمه ی احمدی نژاد بود و تنها شیخ اصلاحات دقایقی کوتاه به انتقادی کمرنگ از موسوی پرداخت که میتوان دو علت برای اینکار متصور شد: اول اینکه شیخ اصلاحات با اینکار قصد افزایش آرای خویش به وسیله پیروزی خفیف و ضمنی بر موسوی را داشت و دوم اینکه شیخ اصلاحات بنا به مصلحت و برای اینکه بتوان بر آن جلسه نام مناظره نهاد این سخنان را مطرح نمود .

جبهه زر و تزویر و مافیای قدرت و ثروت تمام تلاش خود را به صحنه آورد (البته معتقدم در مورد میرحسین به این قطعیت نمیتوان سخن گفت زیرا این احتمال هست که مافیای زر و زور او را با ارائه اطلاعات غلط به کارزار میفرستد تا در صورت جواب دادن این روش ، خود ، قدرت را به دست گیرد و در صورت جواب ندادن ، میرحسین را قربانی کند) و خود را به آب و آتش زد و 90 دقیقه علیه احمدی نژاد سم پاشی شد تا بلکه او رای نیاورد . شبهه هوشمندانه ی دروغگویی در آمار در همین راستا مطرح شد چرا که ارائه آمار از سوی دکتر به روشنی بیانگر برتری کامل احمدی نژاد بر دولتهای پیشین بود و دستاوردهای عظیم 4 ساله را در مقایسه با دستاوردهای 24 ساله قرار میداد . پس تنها راه پیروزی ، طرح شبهه "آمار غلط" بود که از سوی هر دو نفر پیگیری شد که در دقیقه نود با گاف موسوی ناکام ماند . عصبانیت نابهنگام موسوی و از دست دادن کنترلش تمام فضاسازیها ، اخلاق مداری ها ، متانتها و مظلوم نماییها را همراه با آرزوی عدم پیروزی دکتر ، بر باد داد . موسوی در دقایق آخر با دروغگو خوادن پی در پی احمدی نژاد با صورت بر افروخته و صدای بلند ، اخلاق مداری و متانت را معنا کرد . امیدوارم اینبار (مانند مناظره دکتر با مهندس موسوی) ، شاهد تماس ستاد میرحسین با منزلمان نباشیم و توصیه به رای دادن به فرزند زهرا (س)! و الگوی متانت و اخلاق نشویم . مانند تمامی مناظره ها برنده نهایی مناظره دیشب نیز دکتر احمدی نژاد بود.

در چنین فضایی ، و در چنین موقعیتی ، سکوت تعجب آور و بعضا مشکوک شخصیت های برجسته اصولگرا مانند لاریجانی ، قالیباف ، توکلی ، باهنر ، ولایتی و ... واقعا جای هیچ توجیهی ندارد و توقع این بود که آنها نیز به سونامی احمدی نژاد پیوسته و در ریشه کنی رانت خواری ها به ایفای نقش می پرداختند. بازهم به شجاعت حداد عادل!

در آخر راجع به آمارهای مطرح شده از سوی مهندس موسوی و اهانتهای مکرر ایشان خواهشا به لینک زیر بروید و خودتان قضاوت کنید

http://mahmadinejad.blogfa.com/post-46.aspx

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ دوشنبه هجدهم خرداد 1388 - 13:39 |


مناظره احمدی نژاد با 24 سال مدیریت کشور

مناظره احمدی نژاد با 24 سال مدیریت کشور

همانطور که دکتر نیز اشاره کرد این مناظره با آقای موسوی نبود بلکه با تمامی مدیران سابق بود که همگی به محوریت هاشمی رفسنجانی برای " نه به احمدی نژاد" گرد هم آمده بودند. در واقع آقای موسوی در این مناظره هیچ بود و حرفی برای گفتن نداشت و فقط به نمایندگی از طیف "نه به احمدی نژاد وارد صحنه شده بود . سوال اساسی از حامیان جناب میرحسین این است که این دوستان به کدام برنامه و تفکر موسوی رای میدهند ؟ اگر به دیده ی انصاف بنگریم میرحسین در مناظره دیشب ثابت کرد که حرف و برنامه ای برای گفتن ندارد . میرحسین موسوی به هیچیک از ابهامات رییس جمهور راجع به دوران مسئولیت خودش پاسخ نداد و تنها مسائل و مشکلات همیشگی کشور را که از قبل برایش لیست شده بود بزرگنمایی میکرد که البته در روخوانی از این لیست هم با مشکل مواجه بود . این در حالی است که احمدی نژاد به اکثر ابهامات میرحسین پاسخ داد . جالب اینکه پاسخهای دکتردر مورد سیاست خارجی ، امروز با تایید رهبری در مرقد امام (ره) مواجه شد و ایشان فرمودند که من قبول ندارم که ما با پافشاری بر روی اصولمان در دنیا خوار شده ایم بلکه اینکار عزت آفرین است که مردم حاضر (که معمولا عکس های احمدی نژاد در دستشان بود) فریاد زدند احمدی احمدی حمایتت میکنیم! تنها موردی که میرحسین به ابهامات احمدی نژاد پاسخ داد درباره همسرش زهرا رهنورد بود که آنهم کاملا احساسی و شاید کمی غیرتی پاسخ داده شد. صدای لرزان و بلند همراه با چهره ی برافروخته ی میرحسین و بیان جملاتی همچون "ایشان مهمترین روشنفکر زن ایران هستند و یا ایشان قرآن پژوه هستند ..." گواهی بر صدق این مدعاست. سوال اینجاست که جناب میرحسین! چگونه است که میفرمایید شما ربطی به هاشمی و خاتمی ندارید در حالی که از حمایت همه جانبه آنها استقبال میکنید و به آن افتخار؟ و هزینه تبلیغات سنگین شما از کجا آمده است ؟آیا جز این است که پسران آقای هاشمی و تنی چند از زراندوزان نه چندان خوشنام ،حامی مالی شمایند؟ شما میگویید هر کس از من حمایت کند استقبال میکنم ! آیا واقعا هرکس که باشد مهم نیست!؟ پس آیا به همین دلیل است که اعتراضی به حمایت ضد انقلاب و اپوزوسیون و افراد معارض با ولایت فقیه ندارید؟ آقای نخست وزیر! چگونه است که خود در دوران مسئولیتتان از محو اسرائیل و فرستادن نیرو به فلسطین سخن میگویید ولی به دولت راجع به طرح هلوکاست خرده میگیرید؟ آقای میرحسین چگونه است که فضای سنگین و بسته ی دوران خود را فراموش کرده اید و ندای آزادی انتقاد سر داده اید ؟ به قول ستادتان ای فرزند زهرا (س)!! چگونه است که تا به حال برنامه ای ارائه نداده اید و تنها مشکلات جامعه را ، مورد به مورد ، بازگو و بزرگنمایی میکنید؟ جناب کاندیدا! آیا همه ی اینها به معنی این نیست که شما را عده ای به صحنه آورده اند ؟ آیا اینگونه نبود که وقتی آقای خاتمی از شکست قطعی خود یقین پیدا کرد شما را وارد صحنه کردند و ایشان به بهانه حضور شما از رقابت فرار کرد؟ اما چرا شما ؟ آیا دلیل ، این نیست که شما به علت دوران دفاع مقدس و دستگیریهای امام و رهبری خوش سابقه تلقی میشدید و با توجه به سکوت 20 ساله نقدشوندگیان محدودتر بود؟ نخست وزیر انقلابی من! ای کاش انقلابی مانده بودی . ای کاش بازیچه مافیای زر و زور نمیشدی . ای کاش همان میرحسین موسوی دهه 60 با آن پیشینه ی نوستالژیک باقی مانده بودی.

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 - 13:5 |


تبلیغات از نوع سبز

تبلیغات از نوع سبز
میرحسین راست میگوید! تولید و توزیع نوارها ، مچ بندها ، روسریها ، مانتوها و تیشرت های سبز در سطح بسیار گسترده ، چاپ پوسترها و بنرهای آنچنانی و با کیفیت ، ستادهای تبلیغاتی بسیار زیاد و گاها در فواصل کم ، همه و همه نه نیازی به پول نفت دارند و نه سرمایه ای مخواهند!  آخه میرحسین پولی نداره که دست به این تبلیغات عظیم بزنه ! از نخست وزیر انقلابی و قهرمان! دوران جنگمان جز راستگویی و ساده زیستی انتظار نمیرفت!!!

میرحسین راست میگوید! استفاده از نمادهای مذهبی و مقدس برای جمع آوری رای ، انتشار مستمر اخبار کذب مبنی بر حمایت مراجع و شهدا ، استفاده از نماد سیادت و انداختن شال سبز به یکباره بعد از 30 سال (در زمان نخست وزیری نیز شال نمی انداخت) ، جلب نظر نظرپتیاره ها و توهین آنها به مقدسات ، رقص و پایکوبی طرفداران ، شاد کردن دشمن ، تهییج و بعضا اجبار ماشینها برای نصب پوستر و پرچمک های سبز،استفاده از بازیگران تئاتر جهت جریحه دار کردن احساسات عموم مردم و در آخر رسیدن به هدف به هر وسیله ای  همه وهمه اقداماتی کاملا اخلاقی و پسندیده و قانونی هستند . از مهندس اخلاق گرا و قانونمدار ما ! جز این نیز انتظار نمیرفت!!!

شیوه تبلیغات پرهزینه و فقط هدف محور موسوی برای دو منظور از سوی تئوریسین های احزاب سه قلو طراحی شده است . اول ایجاد شور عمومی و ارائه ی یک تصویر دروغین به جامعه مبنی بر وجود کاروان عظیم حامیان موسوی و ناجیان کشور که هر کس به این کاروان نپیوندد عقب مانده است و از نظر آنها واقعا عقب مانده است! همانطور که خود آنها نیز بارها اذعان داشته اند هدفگذاری آنها روی آرای خاموش بیشتر بوده است .به تشخیص آنها بخش اعظمی از آرای خاموش را غافلان و افراد کم اطلاعی تشکیل میدهند که اصولا رخدادهای سیاسی را دنبال نمیکنند و کسی را نمیشناسند و مسئله ای را نمیدانند و همینکه سخنی باب میل آنها (جمع آوری گشت ارشاد ، استحقاق بیشتر خودمان نسبت به فلسطین و لبنان و...) رانده شود ولو بسیار سطحی و بدون ضمانت اجرایی هم که باشد آرای آنها روشن میشود ( نمونه بارز این افراد در اجتماع میرحسینیها در ورزشگاه آزادی قابل مشاهده بودند) در یک کلام افرادی که احساسات افراطی آنها همواره بر اندیشه و تعقلشان غلبه دارد . درست به همین دلیل است که بازی با رنگها و نمادها و مقدسات و ... به اوج خود رسیده است . دوستی میگفت : «همه میرحسینی اند ، ببین همه مچ بند سبز دارند ، ستادهای او همه جا هست ، تنها عکس وی پشت شیشه برخی ماشینها دیده میشود» . غافل از اینکه اینها فقط هیاهو است و جنجال و احمدی نژادی های آرام ، با خیال راحت به انتظار 22 خرداد نشسته اند و با تبلیغاتی طبیعی و معمولی تنها به دفاع از محبوبشان در برابرتهمتها و توهینها می پردازند .

دوم حمله همه جانبه به رقیب در صورت شکست در انتخابات .پس از ارائه تصویری دروغین به جامعه و ایجاد یک موج کاذب مبنی بر حمایت از موسوی ، عوام همگی باور میکنند که جامعه یکدست و یکصدا از عمق حنجره میرحسین را فریاد میکشد . اینجاست که وقتی واقعیت جامعه رو میشود و انتخابات به سود رقیب به پایان میرسد تریبونها و بلندگوهای داخلی و خارجی شروع به کار میکند که وا اسلاما ، وادموکراسیا ، واجمهوریتا ، واآزادیا ، واحقوق بشرا ، همه دیدید که کل جامعه میرحسینی بود چه شده است که او پیروز انتخابات نشده است! آیا چیزی جز تقلب رخ داده است ؟ عوام نیز همه در حیرت ماجرا را باور کرده و به این ترتیب هم دشمنان به نوایی میرسند و شاد میشوند و هم دنباله های داخلی آنها و شکست خوردگان جرات و فرصتی دوباره برای حیات سیاسی میابند .

در چنین شرایطی وظیفه ی من وشما و قشر آگاه جامعه بیش از پیش خطیر و حساس است . امیدوارم با آگاهی و بیداری ملت ، توطئه ها خنثی شود. متاسفانه جناب میرحسین خواسته یا ناخواسته وارد بازی ای شده اند که در زمین دشمن است و بازیکنان و مربی آن نیز افراطی های اطراف ایشان هستند میخواهند این بازی را به یک بازی دوسر باخت برای ملت تبدیل کنند.

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ دوشنبه یازدهم خرداد 1388 - 11:28 |


پاسخ به یک شبهه

دوستی در قسمت نظرات مطلب "آیا رهبری هم مردم را دنبال ماشین خود دوانده است؟!" مرقوم فرموده بودند که:

"سلام رفیق

فکر کنم یادتون باشه که نهاد های دولتی و مربیان تربیتی ! در مدارس مسئول این هستند که وقتی مقامی اومد ، مدارس رو تعطیل کنند و ادارات رو و همگی به استقبال مثلا رییس جمهور بروند ! این مطلب رو من خودم شاهد بودم و عینا دیده ام که مربی پرورشی دبیرستانی که مادرم در اون تدریس می کنه همین کار رو کرده بود پس زیاد روی خود جوش بودنش تاکید نکنید
در ضمن گیریم که مردم خودجوش می آن ، دلیل خاصی نمیشه ، شما مارادونا رو بیارین فرودگاه مهرآباد مطمئنم بیشتر از هر مقامی تو ایران که فکرش رو بکنید می رن استقبالش
در ضمن باز هم گیریم که اینها هم نبود ، مگر در قضیه ای شبیه این امام علی به کسانی که به استقبالش اومده بودند تشر نزد که کاری رو که با شاهانتون انجام می دادید با من نکنید ، ( این قضیه درست در مورد ایرانی ها هم بود ! همین سیستم تا امروز هم در روح ایرانی خودش رو حفظ کرده )
مردم بیشتر می خواند کارشون راه بیفته ، اینکه حتما رییس جمهور مملکتشون رو ببینند زیاد چیز با ارزشی نیست ، کسی ممکنه مدیر موفقی باشه و سازمانش مثل ساعت بچرخه ولی تو سازمان هم دیده نشه .
این که رییس جمهور می خواند به هر شکلی که شده نشون بدن مردمی اند ،خیلی تو ذوق می زنه ، این همه تبلیغات نداره ، اگر وظیفه شونه که وظیفه شون رو دارن انجام می دن و این همه مانور تبلیغاتی نداره ، آدم احساس می کنه شبیه کارهای الوده به ریا ست مخصوصا صبح و شب نشون بدن که بله مثلا دست فلان پیرمرد رو هم بوسیده و هزار تا عکس بگیرن و ... این کار رو پیامبر بهش افتخار هم می کنه ولی تو مملکتی که به نام ایشونه ما یه همچین حرکتی رو از رهبرش هم انتظار داشتیم تا چه برسه به رییس جمهورش ولی ........................."

که باید در جواب ایشان گفت: سلام رفیق !

در مورد تعطیلی نهادها برای استقبال از رییس جمهور (اگر وجود داشته باشه و اگر شدید باشه) هیچ بخشنامه و دستوری وجود ندارد بلکه برخی مدیران مدارس و روسای ادارات از روی علاقه و یا خودشیرینی در چشم رییس جمهور و مدیران ارشدشان اقدام به تعطیلی و اجبار به استقبال میکنند که رییس جمهور آگاهانه متوجه این خودشیرنیها هستند . آیا انصافا خیل عظیم استقبال کنندگان از رییس جمهور را فقط دانش آموزان و افراد اداری و دولتی تشکیل میدهند؟

در مورد مارادونا دلیل استقبال مردم را در چه میدانید ؟ آیا جذابیتهای فردی و اجتماعی او و موفقیتهای عملکردی وی  دلیل این استقبال نیست؟ اگر استقبال از دکتر در ابتدایی ترین سفرهای استانی را به حساب جذابیت حضور یک مقام و دیدن او از نزدیک بگذاریم ، ادامه این روند را چگونه توجیه میکنید ؟ آیا غیر از این است که دلیل استمرار این استقبال، بها دادن به مردم و رسیدگی به مشکلات و نامه های آنان و تصویب و اجرای طرحهای مورد نیاز منطقه ی آنها بوده است ؟

در مورد امام علی ع  نیز توجه داشته باشید که مردمی که برای استقبال از ایشان آمدند برای استقبال از یک امام و ولی خدا و وصی رسول نیامدند برای استقبال از یک ارباب ، یک شاه و یک مسئول خود آمدند که امام ع به آنها آموختند که مسئولین خدمتگزاران شما هستند نه اربابانتان و استقبال از آنها به عنوان اربابانتان آنهم با آن شیوه ی خاص غلط است . وگرنه اگر همین امروز به عنوان مثال حضرت ولی عصر عج به عنوان حاکم جامعه اسلامی به شهر ما تشریف بیاورند آیا نباید به استقبال ایشان رفته و قدوم مبارکشان را بوسه زده و خاک پایشان را سورمه ی چشمانمان کنیم ؟ لابد باید بگوییم که امام علی ع فرموده است به استقبال حاکمانتان نیایید ؟!!

دوست عزیز! مباحث را خلط نکنید و نتیجه های عجیب و غریب نگیرید! استقبال از ریاست جمهوری علاوه بر اینکه به دلیل نیکی ها در رفتار و گفتار و عملکرد ایشان است خاری است در چشم دشمنان . یک حدیث را نگیرید و همه ی اتفاقات عالم را بر اساس آن تفسیر کنید!

رییس جمهور اصراری بر انتشار تصاویر ایشان مبنی بر بوسه بر دست زدن و دلجویی از محرومان و ... ندارند بلکه این اطرافیان و خبرنگاران هستند که اقدام به پخش تصاویر میکنند . اطرافیان بر حسب علاقه و به شکرانه برآورده شدن آرزویشان ، آرزویی که سالهای سال بود که پس از رجایی هرگز بر آورده نشده بود . یک رییس جمهور مردمی ، یک رییس جمهور حامی محرومان ، از محرومان ، یک رییس جمهور شجاع ، کسی که درد ملت را میفهمد و ...

خبرنگاران نیز بر حسب وظیفه ی اطلاع رسانی خود!

ضمن آنکه اگر دقیق و به دیده ی انصاف بنگرید در میابید کسی که به قول شما این اقدامات را برای عوام فریبی انجام میدهد باید حداقل یکبار در طول 4 سال شخصیت واقعی خود را رو میکرد و مثلا در برابر توهین ها و عکس آتش زدن ها ، بر می آشفت و یا نسبت به درد دلهای مردم کوتاهی و قصوری انجام میداد و یا به دلیل تماشای فینال فوتبال و سرخ شدن چشمانش دیدارهای مردمی را کنسل میکردو .... دوست عزیز بهتر است منصفانه بنگرید در میبابید دکتر حقیقتا مردمی است .

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 - 19:43 |


آیا رهبری هم مردم را دنبال ماشین خود دوانده است ؟!

اخیرا میرحسین موسوی در یکی از برنامه های انتخاباتی خود به سفرهای استانی و سهام عدالت و مسکن مهر اشاره کرده بود و با بیان اینکه آنها را ادامه میدهم ولی بهتر و کارآمدتر ا، نتقاداتی را از این برنامه های دولت بیان کرده بود . یکی از آن انتقادات که کنایه ای به احمدی نژاد به شمار می آید این بود که در سفرهای استانی ، مردم را دنبال ماشین خود نمی دوانم . لطفا یکبار دیگر جمله ی قبل را با دقت بیشتر بخوانید . این سخن بسیار مبتدیانه و ناشیانه است چرا که هر انسانی میداند که در سفرهای استانی دکتر احمدی نژاد ، این دکتر نیست که مردم را می دواند بلکه مردم هستند که از روی ذوق و علاقه به استقبال رییس جمهور آمده و ایشان را در بر میگیرند و اجازه ی عبور اتومبیل حامل او را نمی دهند . در واقع مردم به اراده ی خود و از روی شوق و علاقه و به نشانه ی تشکر و حمایت ، این رفتار را با مسئولین خود میکنند و مسرورانه به دنبال اتومبیل آنها می دوند . آقای موسوی ظاهرا به دلیل نگرانی از عدم استقبال مردم از خودشان  (در صورت رئیس جمهور شدن) ، این سخن را گفته اند . حال سوال اینجاست که آقای موسوی! آیا رهبری هم در سفر اخیر خود به کردستان مردم را دنبال ماشین خود دواندند ؟ !

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 - 19:38 |


ابر مرد (2)

سخن به گزاف بر زبان نرانده ام اگر بگویم دکتر بینشی الهی و دیدی فوق تصور و تحلیلی عمیق در مورد رخدادهای جهان دارد . رعایت اصول اخلاقی در هر شرایطی از بارزترین خصوصیات این مرد خداست . آنجا که همه تحلیلگران و بزرگان(!)انقلاب یکصدا خبر از حمله ی قریب الوقوع آمریکا به ایران میدهند  و در حالی که  نیروهای آمریکایی آرایش جنگی به خود گرفته اند و هنگامی که محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه با آنهمه سابقه در جنگ در برنامه ای تلویزیونی حتی زمان وقوع حمله را اعلام میکند، دکتر با نهایت آرامش میگوید دشمن ضعیف تر از آن است که بتواند علیه ملت ایران اقدامی بکند . دکتر با له کردن نفس خود توانسته است در برابر شدیدترین ترور شخصیت ها ، مضحک ترین انتقادها و ناجوانمردانه ترین زخم زبانها در طول چهار سال مقاومت کند و حتی برای مخالفان یا بهتر بگویم معاندانش دعا میکند . آنجا که غلامحسین الهام برخی انتقادات بی رحمانه و غیر منصفانه را به وی گزارش میکند دکتر جوابی میدهد که نشان از روح بزرگ این معجزه هزاره سوم  دارد . ماجرا از زبان الهام اینگونه است :

« با تمام وجودش گفت، -البته باید دعا کنیم همه توفیق عمل به تکلیف پیدا کنیم-، "مهم این است ما پا روی "خود" بگذاریم. وقتی پا روی نفس خود گذاشتیم، بالا می رویم. افق دیدمان وسیع می شود. وقتی مبنای فکری رئیس‌جمهور این باشد، دیگر نگاهش به 4 سال در پست ریاست جمهوری نیست، نگاهش این است که حرکت کنیم به سمت تعالی و قله، که در این صورت، حرکتش با دعایش سازگار می‌شود: "اللهم عجل لولیک الفرج«"

یا در جایی وقتی یکی از آشنایان بعد از مدتی دوری با دکتر برخورد میکند و از سیل تهمتهای بی شمار علیه دکتر ابراز نارضایتی کرده ، سعی میکند با دکتر ابراز همدردی نماید پاسخی شکفت انگیز دردهای او را تسکین میدهد . وی میگوید دکتر پس از شنیدن صحبت های من به شدت غمگین شد و  اشکهایش حزن و اندوه درونش را آشکارتر ساخت. من تصور میکردم دکتر نیز از این تهمت ها ناراحت است اما پس از لحظه ای دکتر علت حزن درونی اش را بازگو کرد و گفت :به یاد مشکلات مولا حسین (ع) باش .مصائب ما در برابر ایشان هیچ است.

شخصیت بزرگی که جذب جهانیان ،انتشار رمان ها و کتابهای تمجید آمیز از وی  و کرنش خبرگزاریها علیرغم سیاستهای سردمدارانشان گواهی است بر روح الهی و منش "روح الله"ی او 

«در همین حال سایت بولتن نیوز با اشاره به بازتاب حضور شجاعانه احمدی نژاد در اجلاس ژنو از قول آسوشیتدپرس و فاکس نیوز نوشت «احمدی نژاد از محبوب ترین شخصیت های خاورمیانه است و این محبوبیت را به خاطر مخالفت با صهیونیسم به دست آورده است... رئیس جمهور ایران تاول اسرائیل را ترکاند.

بولتن نیوز آنگاه با اشاره به مواضع برخی نشریات زنجیره ای وطنی نظیر روزنامه اعتماد که رفتار احمدی نژاد را دور از عزت می دانند نوشت: نظر این طیف را به اقدام اخیر خاتمی در ترکیه و دست دادن با نخست وزیر هتاک دانمارک (دبیر کل فعلی ناتو) و میزان انطباق آن با عزت و غرور ملی ایرانیان جلب می کنیم

تنها مقایسه ای گذری و نه چندان عمیق بین اظهارات کاندیداها و اضهارات دکتر ، مبین اخلاق سیاسی و سیاست اخلاقی این مرد عدالت است. «دکتر احمدي نژاد در حاشیه نمایشگاه کتاب گفت: من قبلا هم گفتم از همه کساني که در اين چهار سال عليه من حرف زدند و الان هم مي گويند گذشت کردم وبه هيچ وجه سخنان آنان را دنبال نکردم و دنبال هم نمي کنم ولي بالاخره بايد بدانند كه اين گونه حرفها آثار ي دارد وممکن است نتيجه آن به خود کساني که مي خواهند چنين اخلاقي را منتشر کنند ،برگردد«.. «احمدی نژاد در ستاد انتخابات هنگام نام نویسی : همه مؤظفيم فضاي انتخابات فضاي شادي و نشاط باشد و كسي حق ندارد به نام بنده به ديگران تعرض كند و هركسي بد كسي را بگويد و در جهت تخريب فضاي سالم و برادري تلاش كند هيچ ارتباطي با بنده ندارد و همه بايد كمال ادب و احترام را رعايت كنيم.وي گفت: اخلاق انتخاباتي يك اصل است و كساني كه مي‌خواهند بنده را معرفي كنند فقط عملكردها را آنهم در حد واقعيت بيان كنند.رئيس جمهور تصريح كرد: كسي حق ندارد بزرگنمايي و غلو كند و كسي هم حق ندارد در برابر انتقادات مقاومت كند و عرصه انتخابات بايد عرصه برنامه‌ريزي درست براي آينده باشد و نبايد ستادها براي مردم مزاحمت درست كنند اگر كسي مي‌خواهد براي تبليغ هزينه كند آن را در خدمت به محرومين به كار گيرد و هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را به بنام بنده از مردم ندارد.»
چنین شخصیت نادر و گرانبهایی یک ابر مرد نیست ؟

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 - 14:44 |


سوال:

آقای میرحسین چرا اینقدر گیر داده که من با رهبری مشکل ندارم؟

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 - 13:25 |


پاسخ به یک دوست اصلاح طلب راجع به سیاست خارجی دولت نهم

در ادامه ی مطلب قبلی وبلاگ ، دوست اصلاح طلبمان در بخش نظرات توضیحاتی ارائه داده بودند که آقای می میسابو دوست بسیار عزیزم در جواب ایشان نقطه نظرات خودشون رو مطرح کردند که واقعا از ایشون متشکرم . من به دلیل کلی گویی دوست اصلاح طلبمون تنها ذکر چند نکته رو کافی میدونم و تنها یکی از کلی گویی ها و شبهات رو که راجع به سیاست خارجی دولت نهمه با توجه به موارد مطرح شده از طرف دوست اصلاح طلبمون به تفصیل توضیح میدم .

شما باز هم به کلی گویی پرداخته اید در حالی که جمله "آیا توقع دارید نفت را با پارچ سر سفره تان بگذارند؟!" ناظر به همین کلی گویی جنابعالی بود . فرموده بودید قصد تخریب ندارید ! آیا این حرف شما که پول نفت و درآمدهای بالای نفتی چه شده است ، بدون در نظر گرفتن پروژه های وسیع عمرانی و بی سابقه و توجه به زیرساختها ، تخریب نیست ؟! و یا اتهام مفقود شدن یک میلیارد دلار پول نفت در حالی که گزارش صرف نظر از درست یا نادرست بودنش تاکید میکرد یک میلیارد دلار در جای مورد نظر مجلس هزینه نشده است نه اینکه یک میلیارد گم شده است . البته در صحت این گزارش جای شک وجود دارد . توضیحات رئیس جمهور و نمایندگان مجلس نیز روشنگر بسیاری از شبهات است .

هموطن عزیزم! بنده اطمینان دارم که قلب شما نیز برای ایران عزیز و اسلامی می تپد و از همین روست که با ادبیات شیرین و قلم دلنشینتان کاندیدای کلمه را حامی گردیده اید چرا که او را توانمند در بهبود اوضاع یافته اید . نظر شما کاملا محترم است اما دلایلتان را برای حمایت از مهندس موسوی و استدلالتان را برای انتقاد به دکتر احمدی نژاد نمی پسندم! و البته این ناشی از تفاوت دیدگاه ها و اصول اولیه فکری ماست . به این ترتیب بحث باید بر سر اصول صورت گیرد و ابتدا اصول یکسان گردد تا بتوان در مورد مصداقها قضاوت کرد. به عنوان مثال در عرصه سیاست خارجی در حالی که من در عملکرد دکتر چیزی جز عزت آفرینی در دنیا نمی بینم شما جایگاه ایران را در مقایسه با دوران اصلاحات تحقیر شده می دانید . برای دفاع از دیدگاهم توجهتان را به موارد زیر جلب میکنم :

هماطور که در مطلب "دیپلماسی مهدوی" در وبلاگ اشاراتی داشته ام ما معتقدیم که جهان در انتها میراث صالحان است و دنیا در حال حرکت به این سمت است . نقش ما آماده سازی (و یا حداقل کمک به آماده سازی) بستر مناسب برای این مطلب است . و این میسر نمیشود جز با عمل به وظیفه . مطلب موثق و مورد قبول همگان این است که انقلاب ما مسیر جدیدی را در دنیا گشود و آغاز بازگشت به دین انسان معاصر بود . انقلابی که مکتبی جدید برای زندگی را در فضای دوقطبی عالم معرفی نمود . حضرت امام برای اثبات و بیان دیدگاه های مکتب نوپا تلاش بسیاری کرد و با قاطعیت با موارد برخورد میکردند و این قاطعیت ممکن برای عده ای ناخوشایند باشد از آن جمله میتوان به حکم ارتداد سلمان رشدی و عکس العمل اروپاییها در قبال آن پرداخت. دوست عزیز فرموده بودید : "گویا تاریخ وقوع انقلاب اشتباهاً بهمن 57 اعلام گردیده و میبایست تیر84 اعلام گردد" انقلاب سال 57 واقع گردید اما تیر 84 بازگشت به انقلاب بود که خود انقلابی دیگر را رقم زد .

مطمئنا شما نیز طبق دین مبین اسلام دفاع از فلسطین و ملتهای مظلوم را می پسندید و میدانید که در اسلام توجه به فقرا و مستضعفین و مظلومین و دادخواهی از آنان تا چه اندازه مهم شمرده شده است . پس دلیلتان برای نفی این اقدامات از سوی دکتر چیست ؟ چرا و تا کی ما (مسلمانان و ملتهای ستم دیده) باید در برابر عده ای زورگو که دنیا را شش دانگ به نام خود زده اند سر تعظیم فرود بیاوریم ؟ آیا جامعه جهانی فقط همین چند کشور صنعتی اند ؟ آیا به دلیل پیشرفتهای مادی شان باید هر آنچه آنها میگویند ملتهای دیگر بگویند چشم؟ آیا سکوت در برابر ماجرای جعلی هلوکاست (اگر جعلی نبود مطمئنا اجازه تحقیق راجع به آنرا میدادند نه اینکه برجسته ترین دانشمندان و تاریخ دانان کشورهایشان را به علت تحقیق علمی دستگیر و مجازات کنند) و سوء استفاده های بعدی از آن که با هیچ منطقی سازگار نیست نشانه فریب خوردگی ، حماقت و ساده لوحی مانیست ؟ آیا ما که بیداریم و اینها را میفهمیم باید از ترس سکوت کنیم یا فریاد برآورده و ملتهای دنیا را نیز بیدار کنیم ؟ هنگامه دعوا و تنش ، سخن از مهر و روبوسی کاری بس مضحک به نظر می آید . چگونه وقتی آنها با ما دشمنی دارند و ما منطبق بر دینمان و منطق و قوانین بین المللی پاسخ آنها را میدهیم انتظار دارید آشفته نشوند و اقدامات ظالمانه علیه مان انجام ندهند؟ این یک مبارزه است . آیا پیشنهاد میکنید که در برابر آنها منفعلانه برخورد کنیم تا شاید بر ما سخت نگیرند مگر تجربه 8 ساله وادادگی را به خاطر ندارید آیا غربیها تحریمها را شکستند یا وقیح تر و جسور تر خواهان تعطیلی مباحث علمی ما نیز شدند؟ حقیقتا  "الله اکبر" تفکر نموده اید ؟ آیا خدا را ابرقدرت دنیا نمیدانید ؟ پس نگرانی شما در چیست ؟ آیا دشنام کافران و زورگویان نشانه تحقیر شدن ماست ؟ مطمئنا شما از این دست تفکرات سطحی به دور هستید . هنگامی که حضرت رسول (ص) در آن فضای کفر و حمق آلود به دعوت می پرداخت و سنگها و تهمت ها و بد رفتاریها را به جان میخرید در نظر دنیاپرستان و ظاهربینان تحقیر میشد اما در نظر خداوند و مومنین نیز اینطور بود؟ عاقبت کار جز عزت روز افزون و متعالی شدن جایگاه ایشان بود ؟ عاقبت کار جز تحقیر و عذاب برای ظالمان بود؟ دوست عزیز عزت در دستان خداوند است . اوست که عزت می بخشد و عزیز میدارد و کسی را که او عزیز بدارد همه خلق نیز نمی توانند حقیرش کنند . مواضع جهانی ما منطبق بر دین خداوند است و این عزت آفرین است . آیا اینکه چند کشور مدعی آزادی بیان ما را فقط به دلیل اتخاذ مواضع مخالف با آنها تحریم و تنبیه کنند نشانه عمق حماقت و حقارت آنها نیست ؟ اگر راست میگفتند به مباحثه پرداخته و غیر منطقی بودن مواضع جمهوری اسلامی ایران را به همگان ثابت میکردنند . آیا دکتر بارها پیشنهاد مناظره به سران استکبار را صادر ننمود؟ نامه های دکتر نامه ی فدایت شوم بود یا نامه ی ننگین دوران اصلاحات که در آن با لحنی ملتمسانه از آمریکا خواسته شده بود که ما را به حساب بیاورد؟ متن نامه های دکتر چه بود ؟ التماس ؟ توبه ؟ زاری ؟ غلط کردم های پی در پی و یا هجوم و حمله و نصیحت ؟آیا نامه های دکتر مواضع آنها را به چالش نکشید ؟ آیا جواب ندادن نامه های دکتر نشان از ضعف منطق آنها نیست ؟ آیا عدم ارسال جواب به نامه ها و پیامهای دکتر موجب تحقیر ایران اسلامی است ؟ آیا خسرو پرویز با پاره کردن نامه حضرت رسول (ص) موجب تحقیر پپامبر گرامی گردید؟   همانند امام و رهبری ، دکتر نیز پیش و بیش از هر نوع دیپلماسی ای به دیپلماسی عمومی اعتقاد دارد که در آن افکار عمومی ملتهای دنیا مخاطب هستند و فریادها ، تحریکات ، نامه ها و ... همگی در این راستا هستند . چرا که انقلاب ما ثابت کرد که ملتها همه کاره هستند و اگر بخواهند و بیدار شوند حاکمان خود را یا بیدار میکنند و یا ساقط.

دوست عزیز دفاع از ملتهای مظلوم و فقیر و همراهی با آنها علاوه بر اینکه منطبق بر آموزه های دین و نداهای فطرتمان است از نظر عقلی نیز کاری مفید جلوه میکند . دفاع از مسلمانان فلسطینی و شیعیان لبنانی و بیدار نگه داشتن آنها علاوه بر اینکه وظیفه انسانی و دینی است موجب میشود جنگ و تنش در همان منطقه بماند و پیشرفت نکند . اسرائیل و هم پیمانانش اگر از سد حزب ا... و حماس بگذرند نوبت به ایران می رسد . دوستی با ملتهای آسیب دیده از جنایات ، تبعیض ها ، چپاول ها و زورگویی های غرب نیز یک حرکت کاملا استراتژیک است .چرا که همانطور که گفتم در جهان کنونی افکار عمومی از هر قدرت مادی قدرتمندتر و موثر تر است . ضمن آنکه جهان به سمت چند قطبی شدن و کاهش قدرت زورگویان پیش میرود و ما نیازمند به حمایت معنوی این متحدان هستیم. ونزوئلا ، مجمع الجزایر قمر ، کشورهای فقیر آقریقایی ، بلاروس ، کوبا و ... وقتی از سوی قدرتی همچون ایران مورد لطف قرار میگیرند و به قول معروف به حساب می آیند تماما در اختیار ایران قرار میگیرند و نقش یک متحد را ایفا میکنند . متحدانی که با الگوپذیری از ایران اسلامی به مخالفت با نظام سلطه بر میخیزند . حال در این فضا ایران منزوی است یا غرب ؟ از منظر دین نیز هم نشینی با فقرا و مظلومین عیب نیست بلکه نشانه شخصیت والا و فروتن است .

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 - 12:53 |


توقع دارید دولت هر روز پارچ نفت را سر سفره تان بگذارد؟!

به مطلب زیر توجه کنید:

"فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه...
انتخابات دهم ریاست جمهوری در فاز جدید ، وارد حساسیت نوینی گردیده که درآن دو مقوله اصلاح طلبی و اصولگرائی ، نیازمند بازتعریف و تبیین مفهوم و تعیین مصداق جدید می نماید . جمعی از اصولگرایان و یا به تعبیری همان محافظه کاران سابق چنین وانمود مینمایند که جناح مقابل آنان از اصول ، مغفول مانده و بنای بر ساختار شکنی به نفع بیگانگان را دارند و با این تبیین عوامفریبانه تلاش خود رادر جهت حفظ و بقای بر قدرت مضاعف نموده و در تخریب شخصیت هائی که خود پایه گذار آن اصول در نظام موجود بوده اند به هر وسیله ای متوسل میگردند .

از منظر اصلاح طلبان ، اصلاح طلبی ، غفلت از اصول نبوده بلکه به اعتقاد آنان اصرار بر بقای معیارهای ناکارآمد ، مانع توسعه و پیشرفت امور بوده و آن اصول و معیارها را نیازمند بازنگری و اصلاح میدانند .

شعارها و وعده های انتخابتی تحقق نایافته دولت نهم از جمله : وعده آوردن نفت برسفره های مردم ، وعده اعلام اسامی مراکز و باندهای مافیای اقتصادی و تحقق عدالت و مهرورزی ... از موارد برگرفته ازدیدگاه منتسب به اصولگرائی است که در یک دوره کاری چهار ساله علیرغم بهره مندی از مواهب و پشتوانه هائی همچون حاکمیت یکدست و بالاترین درآمد نفتی در تاریخ حیات نظام جمهوری اسلامی ، ناکارآمدی این دیدگاه را به اثبات رسانیده است .

در این رابطه از علل و عوامل مؤثر در این عدم توفیق را میتوان وابستگی این دیدگاه و نگرش به عقبه ای فکری و ذهنی دانست که ناکارآمدی آن در کوران انقلاب آزمایش شده و در زمان حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز بایکوت گردیده بود ،که تلاش دولت نهم دراحیای این دیدگاه به روش آزمون و خطا این ناکارآمدی را اثبات مجدد نمود .

اما برتری اصلاح طلبی مبتنی بر اصولمداری میرحسین که در بحرانی ترین شرائط کشور بامقایسه شاخص های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی به اثبات رسیده مبتنی به نگرشی اعتقادی است که اصالت آن به عنوان اصول انقلاب مورد تأیید صاحبان اندیشه ای است که به دور از طمع به مناسب حکومت و قدرت از پشتوانه ای مردمی نیز برخوردار میباشند .

اینجاست که دیدگاه میرحسن موسوی را باید نماینده تفکری دانست که با پشتوانه اعتقادی آزموده و غیر وابسته به مبانی فکری ذهن گرا ، برای تحقق اصلاحاتِ مبتنی بر اصول میتواند مورد اعتماد واقع گردد ."

این مطلب رو یکی از دوستان طرفدار میرحسین در بخش نظرات "دیپلماسی مهدوی" گذاشته بود . این دوستمون مانند ستاد میرحسین که به تازگی از پارچه های سبز رنگ برای تبلیغاتش استفاده میکنه خیلی علاقه مند به استفاده از آیات و روایات و جذب رای بوسیله تحریک مذهبی ملته!
من مطابق با فهم سیاسی خودم یک جوابیه براش نوشتم که در زیر گذاشتمش اما توصیه میکنم شما هم جوابهای خودتون رو برای ایشون بفرستید تا مطالبی رو که من از قلم انداختم رو شما بگین تا هم ما روشن تر بشیم و هم ایشون . من در وبلاگ ایشون (http://www.ashenayediar.blogfa.com/) اینطور یاد آور شدم :

"سلام . دوست گرامی . زیرکانه ، ترفند خوبی را برای جلب توجه وبگرد ها و افزایش مخاطبان وبتان و در نتیجه انتشار تفکر میرحسین در فضای کم اقبال کنونی برگزیده اید
از میرحسین چیز زیادی نمیدانم . شنیده های چند ماه اخیر از مواضعشان و یا مواضع افراد در قبال ایشان تنها اطلاعاتی است که از نخست وزیر دوران جنگ دارم . مواضعی که چندان سلیقه سیاسی ام را قلقلک نداد . و حتی در بعضی موارد مرا از ایشان دورتر ساخت .
راجع به احمدی نژاد ولی بیشتر میدانم و مواضع شجاعانه ، مردمی بودن ، تلاش بی وفقه ، اعتقادات پاک ، صراحت گفتار ، قاطعیت و ... را از امتیازات برجسته وی میبینم . حقیقتا وی را دوست دارم ولی مطمئنا برای انتخاب رئیس جمهور آینده به برنامه های دیگر کاندیداها (دقت کنید برنامه های کارشناسی کاندیداها نه شعارها و مواضع صرفا انتخاباتیشان) نیز توجه خواهم کرد . همان کاری را که در دوره قبلی انجام دادم و با اعتماد کامل دکتر عزیز را برگزیدم و هم اکنون نیز در کل از انتخاب خود راضی ام هرچند نارسایی هایی در عملکرد دولت نهم دیده شد اما برآیند آنرا میپسندم .
دوست عزیز بهتر است به بیان مواضع و تفکرات کاندیدای مورد علاقه تان بپردازید . به سوالهای فراوان جامعه راجع به میرحسین پاسخ دهید اینکه تعریف ایشان از اصلاحات چیست ؟ سهم تندروهای مشارکتی و سازمان مجاهدینی در کابینه شان چقدر است ؟ اصول مورد نظرشان کدام است ؟ در زمان حکومت تندروها و هتک حرمتهای فراوانشان به دین،مذهب، مراجع و ... رجوع به اصول و نگرانیشان کجا بود ؟ تعریفشان از عدالت ، آزادی ، توسعه ی سیاسی و ... چیست ؟ برنامه جامع اقتصادی ایشان چیست ؟ اگر به گرایشات اقتصادی احمدی نژاد منتقدند آیا نظام سرمایه داری را سرلوحه تیم اقتصادی کابینه قرار میدهند ! نظامی که اختلافات فاحش طبقاتی ره آورد آن است ! آیا این با عدالت مد نظر ایشان منافات ندارد ؟و صدها سوال دیگر . تیتر یکی از پیوندهای وبلاگتان جالب بود : میرحسین مبهم است!
"من اصلاح طلبی هستم که دائم به اصول رجوع میکنم" از موضع گیریهای جالب ایشان بود . "میرحسین کاندیدای مستقل" هم سرگرم کننده بود . اما با کمی گشت و گذار در دیدگاه های اخیر میرحسین به تاکتیکی بودن این جملات پی میبریم. اگر مستقل بودن کاندیدا را میپسندید احمدی نژاد مصداق واقعی یک کاندیدای مستقل است. فردی که بدون حمایت هیچ گروه و شخصیتی و تنها با حمایت مردمی (به علت مواضع شرین و دلنشین اش) در سخت ترین انتخابات ایران که شاخص ترین افراد نظام و کشور در آن حضور داشتند به پیروزی قاطع میرسد و فردی که در دیدار با احزاب اصولگرا می گوید "به وظیفه تان عمل کنید"(اگر وظیفه تان است از من حمایت کنید) مستقل نیست ؟ چنین فردی تشنه حکومت است ؟! آنچه از عملکرد و سخنان احمدی نژاد بر می آید این است که او به تقسیم بندی های سیاسی فعلی اعتقادی ندارد و مستقل و مردمی در صحنه بوده و خواهد بود . البته همواره اصولگرایان وی را به چشم یک خودی نگاه کرده اند و عملکرد وی به پای اصولگرایی گذاشته میشود . عملکردی که برخلاف ادعای شما تازه در حال رشد و نمو است و اقبال مردم به آن در نتیجه ی نارضایتی آنان از عملکرد اصلاح طلبان و نظام سرمایه داری است که اتفاقا از سوی مردم بایکوت گردیده است .
دوست گرامی بیان محاسن کاندیدای مورد نظرتان بسیار موفقیت آمیزتر از تخریب کاندیداهای رقیب جواب میدهد .
دوست عزیز شما که توقع ندارید دولت هر روز یک پارچ نفت سر سفره تان بیاورد؟!
شما که توقع ندارید عدالت به یکباره به اجرا در آید و در طی 4 سال اختلاف طبقاتی ناشی از نظام سرمایه داری (حاکم در دوران سیاه ستم شاهی و تیره اصلاح طلبی)
به حداقل رسیده و نابسامانی های 16 ساله آباد شود ؟
تشخیص تحقق یا عدم تحقق وعده های انتخابی بوسیله مقایسه ی ریز آمارها و عملکردهای دولت در حوزه های گوناگون با عملکردها و آمارهای پیشین امکان پذیر است نمیتوان با کلی گویی از تحقق و یا عدم تحقق وعده ها و یا موفقیت یا عدم موفقیت یک دولت خبر داد .

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 - 1:38 |


دیپلماسی مهدوی

اصل تفاوت دکتر با آقایان به تفاوت میان یک منتظر واقعی و یک فرد معمولی (و یا حتی فردی بی توجه به فرهنگ انتظار) باز میگردد . دکتر یک منتظر واقعی است و از عمق جان معتقد است سایه ی مدیریت امام عصر (عج) و نایب عام ایشان(ولی فقیه) بر جهان کاملا مشهود است. دقیقا به همین دلیل است که دکتر سعی میکند در امتداد اقدامات و نظرات امام و رهبری به فرآیند صدور انقلاب سرعت ببخشد. مواضع بحق ، شجاعانه و البته جنجال برانگیز (غربیهای مدعی آزادی بیان با شنیدن یک نظر مخالف در جهان غوغا راه می اندازند حال آنکه به خود جرات میدهند به بهانه ی آزادی بیان به مقدسات مسلمانان توهین کنند) رئیس جمهور در همین راستاست.

//"نباید در دنیا دشمن تراشی کرد" "هلوکاست مربوط به ما نمیشود" "این اقدامات کشور را متحمل هزینه خواهد کرد" "نباید از حقمان ذره ای عقب نشینی کنیم اما نباید هم در دنیا غوغا به راه بیاندازیم " "نباید نماینده ملت ایران خود را در معرض توهین قرار دهد" "احمدی نژاد اصلا نباید در ژنو شرکت میکرد"// برخی از آقایان منور الفکر و ویرایش طلب با طرح مباحثی از این دست مداما دکتر را تحت فشار قرار داده و میدهند و سطح درک و اعتقادات خود را به نمایش عموم میگذارند .

در جبهه ی مقابل اما دکتر (به پشتوانه رهبری) یکه و تنها ، محکم و استوار بر اعتقادات عمیق و روح الهی اش پافشاری میکند و حتی شرکت همیشگی خود در اجلاس های جهانی را به کوری چشم دشمنان اعلام میکند . رخدادها و اظهاراتی مانند :(قریب به مضمون)

"جریان هاله نور" "ما باید خود را برای مدیریت جهانی آماده کنیم" "جهان به سرعت درحال تغییر است" "آمریکا باید تغییر کند وگرنه سیل توفنده ملتها او را به کناری مینهد" "بحران اقتصادی یک فرصت بزرگ برای (ارائه نظریات اقتصاد اسلامی و جذب سرمایه های رانده شده از غرب) ماست" و مسائلی از این دست که دکتر مداما آنها را بیان مکند موید مطلب مذکور است .

با توجه به تجربه های گذشته و با کمی انصاف و واقع بینی به راحتی در می یابیم که با خانه نشینی ، سکوت و یا امتیازدهی و وادادگی در برابر غرب نه تنها نمیتوان به صدور انقلاب امیدوار بود ، ورود فرهنگ غرب محتمل تر به نظر میرسد .

با مقایسه چهارساله ی اخیر با قبل از آن نقش برجسته ی دکتر احمدی نژاد در صدور انقلاب به وضوح روشن می گردد . از اصول اولیه و بدیهیات صدور انقلاب در شرایطی که سانسور رسانه ای اجازه  گسترش پیام ایران در جهان را نمیدهد ، تنها حضور در مجامع جهانی و بیان نظرات است . تنها راه در این سکوت رسانه ای این است که خود یک رسانه باشیم. برخی از آقایان گویی حضرت ولیعصر (عج) را تنها درحد یک عجل فرجهم پس از صلوات های تک و توکشان یاد میکنند و اصولا اعتقادی به مدیریت مهدوی جهان و صدور انقلاب و تحویل آن به حضرتش ندارند. البته از آقایان و اطرافیان و همراهانشان که اسلام را فاقد نظام اقتصادی و سیاسی میدانند و حزب متبوعشان را علنا لیبرال معرفی میکنند (مرعشی) ، دین را افیون توده ها میخوانند و عاشورا را خشونت طلبی می نامند و .... انتظاری بیش از این نیست .

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 - 11:52 |


ابر مرد (1)

دنیا خیلی ها رو تحت تاثیر قرار میده و به سمت خودش میکشونه تا جایی که برای به دست آوردن اون(دنیا) هر کاری رو میکنند . دروغ ، آدم کشی ، غارت ، جنایت و استعمار، استسمار ، زورگویی ، هلوکاست!؟ ، تصرف یک کشور به بهانه ی هلوکاست و ...
اما یه سری آدم ها هم هستند که دنیا رو تحت تاثیر قرار میدن . ابر مردها ! این ابرمردها هستند که دنیا رو به سمت خودشون میکشنون و برای اون تصمیم میگیرن . ابر مردها قدرت ها رو هم تحقیر میکنند و اراده ی الهی خودشون رو به اونها هم تحمیل میکنند .
دکتر یک ابر مرد کامله ، یکی مثل حضرت امام .
دکتر به تنهایی اونقدر بزرگ و عزتمنده که وقتی تصمیم میگیره در یک کنفرانس ساده با بیانیه ها و قراردادهای غیر الزام آور شرکت کنه و مواضع ضد صهیونیستی خودش رو ابراز کنه کل قدرت ها رو به هراس وادار میکنه و همه نگرانی خودشون رو به روش های مختلف اعلام میکنن.

رژیم صهیونیستی و آمریکا ضمن تاکید برعدم حضور خودشون در این اجلاس اعلام می کنند: هر شخص یا گروهی که با رییس جمهور افراطی ایران دیدار کنه اعتبار خودش رو نزد آمریکا و اسرائیل از دست میده . آنها با تهدید و تطمیع کشورهای غربی سعی میکنند تا اونها رو از حضور و در این کنفرانس و یا دیدار با احمدی نژاد منصرف کنند . اما بر خلاف اراده ابرقدرتها رییس جمهور سوئیس با دکتر دیدار میکنه و خشم صهیونیستها دوچندان میشه . در ادامه نیز علیرغم تلاشهای گسترده ی صهیونیستها برای ایجاد اغتشاش هنگام سخنرانی دکتر تنها حدود 50 نفر سالن اجلاس 4500 نفری دوربان 2 رو به نشانه اعتراض ترک میکنند و اکثریت حاضر مداما دکتر رو تشویق میکنند.

""به گزارش يديعوت آحارنوت ، با افزايش تنش بين سوئيس و رژيم صهيونيستي در پي ديدار رئيس جمهور سوئيس با احمدي نژاد در نشست" دوربن 2 "وزير امور خارجه اسرائيل سفير خود را از كشور سوئيس فرا خواند.وزير امور خارجه اسرائيل اعتراض شديد الحني نسبت به حضور احمدي نژاد بعنوان منكر هولوكاست و كسي كه بارها از محو اسرائيل از نقشه جهان صحبت كرده است را ابراز كرده است .""(رجانیوز)

اما در دیگرسو دکتر، آرام و مسلط ،تک تک وظایف الهی خودش رو با نیت پاکش انجام میده. او آزادانه نظرات ضد آمریکایی و ضد صهیونیستی خودش رو در برابر خشم سردمداران کفر بیان میکنه و از هیچ قدرت زمینی ای هراس نداره .

""محمود احمدي نژاد در ملاقات دوجانبه با رييس جمهور سوئيس با اشاره به معضلات حقوق بشر و استانداردهاي دوگانه در اين زمينه از وضعيت حقوق بشر در اروپا و آمريكا انتقاد كرد./رييس جمهوري اسلامي ايران همچنين استفاده ابزاري قدرت هاي بزرگ از حقوق بشر عليه كشورهاي مستقل را تقبيح نمود./احمدي نژاد فروپاشي ساختارهاي مالي و بين المللي را نشانه عملكرد غيراخلاقي و ظالمانه حاكم بر سيستم هاي مالي بين المللي دانست و بر ضرورت تغيير نظام بين المللي و ايجاد ساختارهاي مبتني بر عدالت، صلح و دوستي و توجه به مسائل اخلاقي و انساني تاكيد كرد./رييس جمهوري اسلامي ايران با يادآوري وظيفه سوئيس به عنوان حافظ منافع آمريكا، از ربوده شدن 5 ديپلمات ايران در عراق كه برخلاف كنوانسيون هاي بين المللي مي باشد به شدت انتقاد كرد و خواهان آزادي هر چه زودتر آنها شد./احمدي نژاد همچنين از گفتگوهاي دوجانبه پيرامون تقويت مباني حقوق بشر و منزوي نمودن همه اشكال نژاد پرستي كه رژيم صهيونيستي زشت ترين چهره و مصداق آن است، حمايت نمود./رئيس جمهور سوئيس با اشاره به استقلال سياسي كشورش در مواجهه با تحولات مختلف، فشارهاي وارده بر اروپا براي تصميم سازي سياسي را تقبيح و تصريح كرد : سوئيس از تهديدهاي يكجانبه آمريكا و اتحاديه اروپا در روابط با جمهوري اسلامي تبعيت نمي كند.""(رجانیوز)

اما همه اش این نیست ،
مردم مالزی با مقایسه رییس جمهور کشورشان با دکتر احمدی نژاد خواستار اگوبرداری از ساده زیستی احمدی نژاد شدند .
مردم پاکستان آنچنان احمدی نژاد را دوست دارند که گویی وی رییس جمهور پاکستان است .
استقبال بی نظیر مردم کنیا و مجمع الجزایر قطر از احمدی نژاد
اتخاذ مواضع ضد صهیونیستی از سوی روسای جمهور ونزوئلا ، قطر و ...
حرکت انقلابی اردوغان ضد رژیم صهیونیستی
هراس آمریکا و اسرائیل از حضور احمدی نژاد در اجلاس دوربان 2
دیدار رییس جمهور سوئیس با احمدی نژاد علیرغم فشارهای آمریکا و اسرائیل
اینها تنها نمونه ای از موارد فراوانی است که از زمان روی کار آمدن دکتر تا به امروز روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفته است که نشان میدهد دکتر در دل مردم دنیا قرار دارد.
این ابرمردها هستند که دنیا رو به سمت خودشون میکشنون و برای اون تصمیم میگیرن . ابرمردها در دل ملتهای آزاده جهان جای دارند و حتی دولت های مستعد را نیز در خدمت نیت الهی خودشون در میارن .ابر مردها قدرت ها رو هم تحقیر میکنند و اراده ی الهی خودشون رو به اونها هم تحمیل میکنند
دکتر یک ابر مرد کامله ، یکی مثل حضرت امام .

انفعال برخی افراد و دست دادن آنها با هتاکان به پیامبر اسلام (ص) کجا و اقدامات شجاعانه دکتر کجا؟ باید قدر این نعمت الهی را بدانیم : شکر نعمت نعمتت افزون کند / کفر نعمت از کفت بیرون کند

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 - 17:30 |


در پوشش اخطار قانون اساسی!

پس از ارسال نامه رییس جمهور با عنوان اخطار قانون اساسی به رییس مجلس ، لاریجانی هم در جواب ، نامه ای رو ارسال کرد که در آن علاوه بر نیش و کنایه های فراوان (که درخور شخصیت لاریجانی نبود و در این زمینه بسیار شتابزده عمل شده بود) پاسخهایی به ایرادات احمدی نژاد داده شده بود . "به شما ربطی ندارد" "تنظیم روابط بین قوا کار رهبری است" "عددتان من درآوردی است" "واحدتان خارج از عرف است(کنایه از بیسوادی و ناواردی رییس جمهور)" "شورای نگهبان وظیفه بررسی قانون اساسی رادارد نه رییس جمهور" "مطلبتان بیشتر به طنز شبیه است" "شما فرمودید(کنایه از تمسخر رییس جمهور)" از مهمترین مضامینی بودند که در نامه لاریجانی خطاب به احمدی نژاد آمده بودند . اما آیا واقعا احمدی نژاد این نامه را برای اخطار قانون اساسی به مجلس ارسال کرده است؟ مطمئنا رییس جمهور میدانسته که اگر ایرادی هم از نظر قانون اساسی به مصوبه مجلس باشد شورای نگهبان مسئول رفع آن است پس علت ارسال نامه چه بود؟ و یا حتی اگر هم قصدش فقط اخطار و گوشزد کردن قانون بوده ،رسانه ای کردن این نامه که موجبات خشنودی مخالفان اصولگرایی(خشنودی از تفرقه میان دولت و مجلس) را فراهم آورده است چه ضرورت و چه سودی داشته است؟
به نظر می رسد رییس جمهور هوشمندانه در پوشش اخطار قانون اساسی حقایقی را به مردم یادآور میشود. احتمال این امر بسیار زیاد است که قصد احمدی نژاد از ارسال این نامه و رسانه ای کردن آن این بوده است که دو مسئله مهم را در سال آخر دولتش و در بزنگاه انتخابات بیان کند :
1. افزایش عجیب و کم نظیر بودجه مجلس و (مخصوصا) مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در عین کاهش بودجه و اعتبارات طرحهای استانی و عمرانی و بنگاه های زود بازده و ... .
2. تبعات ناشی از اجرای این بودجه نامتوازن و غیر منسجم از قبیل کسری ، تورم ، استقراض ، افزایش نارضایتی عمومی ، کمبود بنزین و ... تماما به عهده مجلس است و دولت نباید به ناکارآمدی و ناتوانی در بودجه نویسی متهم شود چرا که بودجه دولت با یک تغییر 25 درصدی که از ابتدای انقلاب بی سابقه است روبرو شده است.

ارسال شده توسط سید علی استناد در تاريخ‌ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 - 18:40 |


آخرين مطالب


موج سبز و كمبود خبر
اندر ضرورت خلوت مدعيان امت در ارتفاعات دماوند يا طالقان
از همه رقم! ،همينجوري!
حتی با دشمنانتان بی انصافی نکنید!
آخه چرا دکتر! چرا؟!
دوست را به خاطر یک خطا دشمن فرض نکنید؟!!
من یکی که قانع شدم که تقلب شده!
بی قانونی های مرد قانون !
بر باد رفتن آرزوها در دقیقه نود
مناظره احمدی نژاد با 24 سال مدیریت کشور
تبلیغات از نوع سبز
پاسخ به یک شبهه
آیا رهبری هم مردم را دنبال ماشین خود دوانده است ؟!
ابر مرد (2)

پاسخ به یک دوست اصلاح طلب راجع به سیاست خارجی دولت نهم
توقع دارید دولت هر روز پارچ نفت را سر سفره تان بگذارد؟!
دیپلماسی مهدوی
ابر مرد (1)
در پوشش اخطار قانون اساسی!

آرزو میکنم همه مدیران کشور علیه احمدی نژاد به اجماع برسند!
میرحسین ، کاندیدای مستقل ؟
امام (ره) به چه کسی رای میدهد ؟ خاتمی یا احمدی نژاد ؟!
سیاه نمایی جدید علیه دولت


 

This Template Designed By parishani @ Www.rajaee.tk

 Resolution: 1024 * 768

    RSS  

 

موضوعات

احمدی نژاد
عمومی
دولت نهم را مقایسه کنید
كلام عشق
فرهنگشون رو بزنيم حله !
اصولگراها : وای وای ... ما از اصلاح طلبها میترسیم!
توصیه نیمه پدرانه هاشمی
آی شیطون بلا
عجيبا غريبا مجلس انقدر .... و ما نميدونستيم
سروشینگ غربال
رفسنجانی و تنفر از احمدی نژاد
رهبر مظلوم
الكي خاتمي رو گنده نكنين
یه نقطه + هم دیده نمیشه
ورزش و از اينجور حرفا
تحلیلهای قزل قورتکی
پرزیدنت دهم



نويسنده

سید علی استناد
جواد


ثانيه شمار تا خدمت



منوي اصلي

 ايميل ما 

  صفحه نخست

 تبديل به صفحه خانگي

  طراح قالب وبلاگ

  آرشيو مطالب

 


آرشيو

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387


پيوندهاي روزانه

بازیهای فلش رایگان!!!
شهرک دانشجو (دانشهر)
حل مشكل وبلاگ نويسان
ثبت دامنه رايگان
دست نوشته های احمدی نژاد
آرشيو پيوندها


صداي رجا

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دريافت کدنوا

طرفداران دکتر محمود احمدی نژاد



 

.